مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٤ - انگیزه قائل شدن متکلمین به این نظریه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٩٤
را با حرف متکلمین یکی کردهاند و گفتهاند آنها که قائل به اعیان ثابته در علم ربوبی هستند میخواهند بگویند ماهیات در علم ربوبی یک نحو ثبوتی دارد ولی وجودندارد.
بطلان نظریه « نفی و ثبوت » بدیهی است
حاجی در جواب این گروه از متکلمین میگوید اصلا این مطلبی نیست که کسی بخواهد به آن جوابی بدهد؛ جوابش بدیهی است زیرا این انکار یک امر بدیهی است که انسان قائل باشد که اشیائی که وجود ندارند و معدوم هستند در عین حال یک نفس الامریتی در حاقّ واقع و نفسالامر دارند. خصوصا بنابر اصالت وجود که اساسا اصالت منحصرا از آن وجود است، حقیقت یعنی وجود و وجود یعنی حقیقت، دیگر این معنی ندارد که بخواهیم در ماوراء وجود هم برای شیء نفس الامریتی قائل باشیم. اصلا نفس الامریت مساوی با وجود است و وجود مساوی با نفس الامریت است و اگر گاهی در فصلهای بعد [١] میان نفس الامریت و وجود تفکیک میشود با نوعی اعتبار است در مراتب، که ذهن در نظر میگیرد، نه اینکه اشیاء در حاقّ واقع نوعی انفکاک از وجود داشته باشند.
انگیزه قائل شدن متکلمین به این نظریه
عمده مطلب این است که ما ببینیم چه عواملی سبب شده است که متکلمین چنین نظریهای بدهند. معمولا نظریاتی که بطلان آنها واضح است، برای کسی که ابتداء به این نظریات توجه میکند مایه تعجب میشود که چگونه افرادی صاحب اندیشه و صاحب فکر آمدهاند چنین حرفی زدهاند ولی اگر انسان از همان راهی برود که اینها رفتهاند که بعد به یک بن بستی رسیدهاند که نمیتوانستهاند جز به این وسیله خود را از آن بن بست نجات بدهند آن وقت تعجب او برطرف میشود و میبیند که چنین نظریهای را هم در اینجا میشود ابراز کرد.
در جای دیگر هم گفتهایم که همیشه مهملترین حرفها را بزرگان گفتهاند یعنی
[١]. [اشاره است به فصل «مناط صدق در قضایا» که در آنجا میان نفس الامریت و وجود تفکیک میشود.]