مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٦ - انگیزه قائل شدن متکلمین به این نظریه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٩٦
حال آنکه این فقط در مورد معقولات اولی درست است ولی در مورد معقولات ثانوی دیدیم که بعضیها مثل کانت اصلا حساب آنها را به طور کلی از معقولات اولی جدا کردند که ما گفتیم آن جور جدا کردن هم درست نیست؛ ولی در عین اینکهآن جور جدا کردن درست نیست همه معانی و مفاهیم ذهنی هم صورتهای مستقیم اشیاء نیست؛ که اگر این جور میبود علمی وجود نداشت و شناختی وجود نداشت.ذهن برای اینکه عمل شناخت و عمل معرفت را انجام بدهد چارهای از این انتزاعات ندارد ولی این انتزاعات بدون ملاک و مبنا نیست؛ یعنی این انتزاعات هم صور اشیاء خارجی هستند ولی صور غیر مستقیم. اینها صورت صورتها هستند؛ یعنی صورتهای اولیه بعد از آنکه وارد ذهن میشوند، در مرحله دیگر، ذهن یک معانی دیگر از اینها انتزاع میکند و میگیرد و میسازد که این معانی دیگر یک نوع انطباق غیر مستقیم دارد بر همان خارج و لهذا شناختمان در عین حال جهل نمیشود (که این مطلب را در بحث معقولات ثانیه گفتیم)
. ولی اکثر افراد توقع و انتظارشان از ذهن این است که هر چه را که ذهن تصور میکند باید یک مابازاء مستقیمی در عالم اعیان داشته باشد. از این جهت است که اگر ما واقعا همین جور که اینها فکر میکنند (که ماتریالیستها هم همین جور فکر میکنند) فکر بکنیم باید به اینها حق بدهیم. ما بعد به شباهت اینها که میرسیم میبینیم حرفهایی زدهاند که روح آن حرفها و استدلالهایشان- و لااقل روح بعضی از استدلالهایشان- همین است که ما یک سلسله قضایای صادقی داریم که این قضایای صادق با موجود بودن موضوع جور در نمیآید ولی از طرفی بلا موضوع هم که نمیشود، پس این موضوع در عین اینکه در عالم اعیان وجود ندارد باید یک چیزی باشد، یعنی به اصطلاح پوچ محض هم نیست. مثلا یکی از شبهاتشان این است که میگویند ما قضایای بسیاری داریم که موضوع آنها معدومات است. شما از معدومها خبر میدهید (لااقل معدومات در حال؛ ولی شما در حال از آنها خبر میدهید). مثلا امروز ما میتوانیم در باره روز اول فروردین سال آینده یک خبر صادق بدهیم و بگوییم: روز اول فروردین سال آینده چنین خواهد شد. میگویند آیا شما خبر دادهاید از این معدوم یا خبر ندادهاید؟
میگوییم خبر دادهایم. میگویند پس این معدوم لا شیء نیست، زیرا به طور قطع از لا شیء نمیشود خبر داد. لا شیء مطلق صلاحیت مخبر عنه واقع شدن هم ندارد.
دیگران میگفتند: «المعدوم لا یخبر