مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٠ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٠
نام زید که قبل از علم هم وجود داشته است؛ این ذات دارای یک علم میشود که گفتیم این دارا شدن هم معنایش این نیست که یک علم میآید در کنار زید جای میگیرد، بلکه ایندو یک نوع اتحاد با یکدیگر پیدا میکنند؛ یعنی همان ذات است که ترقی میکند، یعنی دارای مرتبهای میشود که قبلا دارای آن مرتبه نبود و آن مرتبه علم است؛ یعنی خود ذات در واقع یک مرتبه دیگری و یک مقام دیگری پیدا میکند. پس برای این نفس دو مقام است (حالا روی این حساب که ما گفتیم): یک مقام قبلی دارد که در آن مقام آن ذات بود و علم نبود. باز خود ذات یک مقام دیگری دارد که در آن مقام خود ذات [علم] است، یعنی علم شده است مقام ذات. وقتی که ما میگوییم «عالم» ذات را به اعتبار آن مقامش که واجد علم است میگوییم «عالم» یعنی ذات را در مقام علم که میبینیم به او میگوییم «عالم».
- درست است.
استاد: پس به اعتبار اتحادش با علم است که به او میگوییم «عالم» نه به اعتبار آن مقامش که فاقد علم است.
- بله.
استاد: ذات به اعتبار آن مقامی که فاقد علم است عالم نیست، ولی به اعتبار مقامی که در آن مقام علم است این ذات عالم است.
- بله، درست است.
استاد: بنابراین شما یک وقت هست فقط علم را میبینید، یعنی فقط همان مرتبه را میبینید، در آن مرتبه میگویید «علم»، دیگر عالم نیست. یک وقت هست ذات را به اعتبار آن مرتبهاش که با علم متحد است میبینید، میگویید «عالم». پس به ذات هم به اعتبار آن مرتبهاش که با علم متحد است اطلاق «عالم» میکنیم؛ یعنی آن مرتبه قبلی که در آن مرتبه فاقد علم است هیچ دخالتی ندارد؛ یعنی اگر ما میتوانستیم ذات را تقسیم کنیم، آن قسمت غیر علمش را جدا کنیم و قسمت علمش را باقی بگذاریم باز هم آن ذات به اعتبار آن قسمتش که باقی مانده است میشود «عالم». پس اساسا خود علم هم عالم است. از اول خود علم عالم است. عالم بالذات خود علم است. ذات را اگر ما میگوییم «عالم» به اعتبار همان مرتبهاش است که در آن مرتبه با علم متحد است. پس استیحاش از اینکه علم عالم [است، جا ندارد].