مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - تحقیق درباره قضایای خارجیه و حقیقیه و نقد تعریف حاجی از قضایای خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٥٢
مجموعهای از افراد رفته است که آن مجموعه از افراد در خارج وجود دارند، و لهذا شما میبینید که گاهی در تعبیراتش لغاتی میآورد که همانطور که قبلا گفته شد کل است نه کلی. ولی قضیه خارجیهای که بو علی گفته است این نیست. اینها در واقع قضیه شخصیه است نه قضیه کلیه؛ یعنی اصلا نمیشود اینها را قضیه کلیه به حساب آورد. حرف شیخ در باب قضایای کلی واقعی است. قضایای کلیه است که بر سه قسم است: یا خارجی است یا حقیقی است یا ذهنی. قضایای شخصیه از این مقسم خارج است.
مثلا اگر بگوییم همه انسانهایی که در این اتاق جمع هستند مذکرند، یا اینهایی که در اینجا هستند مسلمانند، این فقط یک تعبیر جامعی است که آوردهایم، چیز دیگری نیست. بجای اینکه بگوییم زید مسلمان است، عمرو مسلمان است، بکر مسلمان است، گفتهایم همه این چند نفر مسلمانند. این با قضایای شخصیه هیچ فرق نمیکند. حرف بو علی این بوده است که وقتی ما حکم را روی کلی میبریم به دو نحو است: یک وقت روی کلیای میرود که آن کلی منحصر به افراد متناهی زمان ما نیست، شامل زمان گذشته میشود، شامل زمان آینده هم میشود، شامل زمان حاضر هم میشود، ولی دیگر شامل افراد مفروض نمیشود؛ فقط شامل افراد موجود در یکی از ازمنه ثلاثه میشود ولی شامل افراد مفروض نمیشود؛ و یک وقت روی کلیای میرود که آن کلی حتی شامل افراد مفروض الوجود هم میشود.
مثالی که ذکر میکند این است که میگوید در طبیعت در میان شکلهایی که فرض میشود، ممکن است یک اشکال معینی وجود داشته باشد و یک اشکالی وجود نداشته باشد که این اشکال نه در گذشته وجود داشته، نه در زمان حاضر وجود دارد و نه در آینده وجود خواهد داشت. مثلا یک کثیر الاضلاعی فرض کنیم که ١٩٩٩٩٩٩ ضلع داشته باشد. اگر در طبیعت چنین چیزی وجود نداشته باشد و شکلهایی که در طبیعت وجود داشته و وجود دارد و وجود خواهد داشت محدود و منحصر باشد به همین چند شکل هندسی شناخته شده (مثلا منحصر باشد به ده شکل) شما در اینجا میتوانید بگویید: «کلّ شکل إمّا کذا و إمّا کذا و إمّا ...» یعنی هرشکلی که در طبیعت وجود داشته است یا وجود دارد و یا وجود خواهد داشت یکی از این اشکال است؛ در طبیعت شکلی غیر از اینها نداریم. این میشود قضیه خارجیه.