مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٢ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٢
مقولات از این قبیل است. تمام مقولات در نهایت امر بر میگردد به یک معنی عام و یک معنی خاص.
هر عام و خاصی این جور است. اگر شما میگویید انسان حیوانی است ناطق، نه این است که در خارج نیمی از آن حیوانیت است و نیم دیگرش ناطقیت. آیا میتوانیم در خارج انسانی را پیدا کنیم که نیم این طرفش حیوانیت باشد و نیم آن طرفش ناطقیت؟ نه، این به تمام وجودش مصداق حیوان است و به تمام وجودش مصداق ناطق است نه اینکه در خارج نیمی از آن حیوان است و نیم دیگرش ناطق. این تحلیل تحلیلی است که عقل میکند و در عین اینکه تحلیلی است که عقل میکند منشأ انتزاع صحیح دارد، یعنی به حیثی است که قابل چنین تحلیلی در ظرف ذهن هست؛ و اصلا مشکلات مسائل فلسفه همین مسائل تحلیلی است.
یکی از کارهایی که ذهن میکند- و به دست آوردن ریشهاش خیلی مشکل است- این است که در کنار مفهوم وجود مفهوم عدم را میگذارد. عالم عین که نمیتواند چنین باشد که نیمی از آن وجود باشد و نیمی عدم، یعنی اشیاء قطع نظر از ذهن نیمی از آنها وجود باشد و نیم دیگرشان عدم و ما وجودستانی داشته باشیم و عدمستانی، نورستان وجود داشته باشیم و تاریکستان عدم. ولی ذهن چنین قدرتی را دارد که اینچنین اعتبار کند.
لذا عالم ذهن از یک نظر اوسع است از عالم عین، چون ذهن غیر از آنکه عین را در خودش منعکس میکند قدرت اعتبار هم دارد، قدرت فرض هم دارد. ذهن مفروضاتش اوسع از عین است، گو اینکه وقتی که نگاه میکنید میبینید خود عالم ذهن باز جزء عالم وجود است و خود آن مفروضات جزء عالم وجود است. در عین اینکه مفروض شما امر اعتباری است خود فرض شما یک وجود است. این است که میگویند سایه وجود بر سر عدم هم آمده است؛ یعنی آنچه که به اعتبار حمل اوّلی عدم است به اعتبار حمل شایع وجود است.
- ممکن است کسی اشکال بکند که ما اصلا تصوری از معدوم مطلق نداریم و این فقط یک لفظ است. این اشکالی است که ممکن است گفته بشود.
استاد: البته ممکن است گفته شود و خیلی از این حرفها هم گفتهاند؛ ولی اگر فقط لفظ باشد آن وقت این قضیهای که میگوییم معدوم مطلق قابل خبر دادن نیست، واقعا قضیه درستی است یا قضیه نادرستی است؟ اگر این قضیه درست است منظور این است که از لفظ معدوم مطلق نمیشود خبر داد؟
- درست است، لفظش مورد نظر نیست ولی این سؤال را هم میشود مطرح کنیم که