مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - واسطه در عروض
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٨٨
واسطه در عروض [١]
واسطه در عروض این است که ذهن حکم احد المتّحدین را به نحوی از مجاز به متّحد دیگر سرایت دهد؛ یعنی دو شیء با همدیگر نوعی یگانگی دارند و حکم مال یکی از آنهاست ولی ذهن حکمی را که مال یکی از آنهاست به شیء مجاورش هم سرایت میدهد. این در واقع نوعی مجاز است ولی مجازی است که عقل (عقل فیلسوف) درک میکند. عرف این را با حقیقت یکی میداند.
مواردی از این مجاز را که خیلی روشن است، عرف هم تشخیص میدهد مثل اینکه یک فرماندهی به نوکرهایش دستور میدهد که بروید فلان کس را شلاق بزنید، نوکرها میروند و او را شلاق میزنند. ولی عرف میگوید که آن فرمانده فلان کس را شلاق زد، با اینکه او شلاق نزده است، شلاق هم دستش نگرفته است، نوکرها شلاق زدهاند. ولی چون او دستور داده و نوکرها به منزله ابزار او قرار گرفتهاند حکم ابزارش را به او سرایت میدهند؛ یعنی زدن حقیقتا مال نوکرهاست، ضارب حقیقی نوکرها هستند، ضارب مجازی فرمانده است ولی همین حکم نوکرها را ما به او هم نسبت میدهیم. این را عرف هم میفهمد که مجاز است و حقیقت نیست. اگر بگوییم که مثلا اسکندر فلان جا را فتح کرد، همه میفهمند که اسکندر خودش فتح نکرده است لشکرش فتح کرده است.
ولی ما یک چیزهایی داریم که مجاز است و فقط عقل میفهمد که مجاز است اما عرف آنها را حقیقت میداند. اینها هم باز از نظر دقت مراتبی دارند. مثالی که در این مورد میزنند (که قبول کردنش حتی برای عقل هم در وهله اول خیلی مشکل است) این است که میگویند: انسان وقتی که داخل کشتی نشسته است کشتی حرکت میکند ولی ما به انسان داخل کشتی هم میگوییم حرکت میکند. آیا واقعا انسان هم حرکت میکند یا نه؟ وقتی که ما ماهیت حرکت را تحلیل کنیم که حرکت این است که شیء مکان خودش را عوض کند و مکان این انسان جالس هم همان داخل کشتی است، میفهمیم که او مکان خودش را تغییر نداده است ولی چون در
[١]. این بحثی است که با مبحث لغات و استعمالات خیلی سر و کار پیدا میکند؛ و اینها یک نوع روانشناسی فلسفی است که فیلسوفان اینها را میشناسندو روانشناسان هم روی آن بحث نمیکنند.