مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٦ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤٦
در صورتی که او اگر حرفش درست بود از این جهت از هر رئالیستی رئالیستتر بود).
تنها هگل است که میگوید واقعیت معقول است و معقول واقعیت است. او در واقع حتی به دو وجود [وجود ذهنی و وجود عینی] هم قائل نیست. او به چیزی مثل دو چهره یک وجود قائل است و لذا دیگر خطا در مسلک او اساسا معنی ندارد و در واقع نمیتواند معنی داشته باشد، زیرا معقول همان واقعیت است و واقعیت همان معقول است و اینها دو چهره مختلف از یک حقیقت هستند.
از هگل که بگذریم کیست که «وجود شیء برای ما» را با «وجود شیء فی نفسه» دو چیز نداند؟ کدام مکتبی است که ایندو را یک چیز بداند؟ مادیترین مکتبها هم اینها را یکی نمیدانند. مگر مادیترین مکتبها آخرش نمیگوید که آنچه ما ادراک میکنیم عکس العملی است که اعصاب ما در مقابل شیء خارجی ایجاد کرده است؟ چطور این حرف ایدهآلیسم نیست؟ (خنده حضار). اگر اعصاب عکس العمل نشان داد ایدهآلیسم نیست ولی اگر نفس خلق کرد ایدهآلیسم است؟!! آن [مکتب مادی] هم حرفش همین است؛ آن هم میگوید وقتی که تصویر از خارج روی شبکیه افتاد اعصاب یک عکس العملی نشان میدهد و این همان صورت ادراکی است. پس او هم به چیز دیگری غیر از وجود عینی این شیء قائل است؛ یعنی نمیگوید که من مستقیما آن شیء را در خارج درک میکنم؛ میگوید وقتی تو این شیء را لمس میکنی اگر خیال کنی که وجود عینی این شیء را داری درک میکنی اشتباه میکنی، بلکه در واقع وجود عینی این شیء سبب تأثیری شده است روی اعصاب تو و بعد اعصاب تو یک عکس العملی از خود نشان داده است و آن عکس العملی که اعصاب تو نشان میدهد همان ادراک توست.
- منتها با این تعبیر به اصطلاح رئالیستی (تعبیر مادی) این همانی و همچنین آگاهی به هیچ وجه معنی ندارد.
استاد: بله، این همانی از بین میرود؛ و آگاهی هم اصلا غیر از این تصور ندارد [که بگوییم نقش مثل شیء خارجی را در عالم خودش خلق میکند]. حالا عرض میکنم.
- اینجا یک سؤالی پیش میآید. اگر خدا میخواست که ما اشیاء را مستقیما ادراک کنیم غیر از همین که هست چه میشود فرض کرد؟ [آیا غیر از این] قابل تصور هست؟
استاد: بله، قابل تصور است. الآن خود همین نوعی ادراک مستقیم است منتها ما آن را «ادراک با علم حصولی» میگوییم؛ یعنی ما در این مرتبه از وجود که هستیم حداکثر