مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٧ - ملاک صدق در قضیه ذهنیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٦٧
این قضیه من با اعیان خارجی انطباق داشته باشد، چون قضیه من از آنها حکایت نمیکند. قضیه من از قضایای اذهان حکایت میکند و راست بودنش به این است که آنچه که در اذهان است به این شکل باشد. پس این قضیه مطابق با واقع و نفس الامر است و ملاک صدقش هم مطابقت با واقع و نفس الامر است. بنابراین لزومی ندارد که ما در اینجا کلمه «نفس الامریه» بیاوریم. اما اینکه «نفس الامریه» یعنی چه، بعد دربارهاش سخن میگوییم.
پس ما در باب قضایای ذهنیه هم همین حرف را میزنیم و میگوییم هر قضیه ذهنیهای هم مانند قضیه خارجیه صدقش به این است که با واقع عینی خودش مطابقت داشته باشد ولی «واقع کلّ شیء بحسبه و عینیة کلّ شیء بحسبه». در مقام مثال مثل این است که به قول اصولیون یک وقت لحاظ میکنید «خارج» را و یک وقت لحاظ میکنید «لحاظ» را، یعنی لحاظ میشود ملحوظ شما. هر لحاظ نسبت به خارج لحاظ است ولی نسبت به لحاظ ثانوی که خود لحاظ را لحاظ کردهاید شده است «ملحوظ». پس این مطالب اشکال و ابهامی ندارد [١].
[١].- پس به این ترتیب جواب اگوست کنت هم در مورد علوم تجربی و آزمایشی داده میشود.
استاد: بله، جوابش داده میشود؛ جواب همه اینها داده میشود.
- او میگوید چون قضایای این علوم ذهنی هست دیگر نمیتوانیم بگوییم ملاک حقیقت مطابقت با واقع است.
استاد: تازه اگر ما فرض کنیم ذهنی باشد! اشکال آنجاست که به آن نحو که او میگوید «ذهنی» نیست؛ چون ما میگوییم قضیه ذهنی آنی است که از اذهان حکایت میکند؛ مطابقتش با واقع این است که اذهان همانگونه باشد که ما نقل کردهایم. مثلا اگر ما بگوییم: «کل قضیة فهو حملیة» ما یک قضیه کاذبهای گفتهایم، چون همه قضایایی که در اذهان تشکیل میشود حملیه نیست. اگر بگوییم: «کل حملیة هو یرجع الی شرطیة» باز دروغ گفتهایم؛ همه حملیهها که در اذهان هست به شرطیه برنمیگردد. اما اگر حرف راسل و امثال وی را قبول کردیم و گفتیم بعضی از حملیات به شرطیه برمیگردند، این قضیه صادق است؛ یعنی اگر حرف راسل درست باشد این قضیه صادق است. پس واقعیت هر چیزی به حسب خودش است.