مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٦ - ملاک صدق در قضیه ذهنیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٦٦
همین جهت است که به او میگوییم «وجود ذهنی»؛ یعنی انسان در ذهن در مقایسه با مصداقش در خارج وجود ذهنی آن است، ولی خود «انسانها در ذهنها» در مقایسه با این قضیه که میگوییم: «انسان کلی است» مصداق این قضیه است. آیا مصداق این نیست؟ بله، مصداق این است؛ یعنی وجود عینی این است. اصلا وجود عینی هر چیزی یعنی مصداق خود او.
به تعبیر دیگر، شما انسان خارجی را که تصور میکنید، این انسانی که در ذهن شماست وجود ذهنی آن انسان خارجی است. بار دیگر برمیگردید و خود انسان در ذهن را تصور میکنید. آیا میتوانید این کار را بکنید یا نه؟ بله، میشود این کار را کرد. میشود شما یک تصور ثانوی کرده و انسان در ذهن را تصور کنید. آن وقت «انسان در ذهن» مصداق این انسانی است که بار دوم در ذهن شما آمده است.
«مصداق اوست» یعنی وجود عینی اوست. همان که خودش وجود ذهنی افراد خارجی بود حالا میشود وجود عینی این تصور ثانوی شما.
ما مثالهای بسیاری داریم: قضایایی که در علوم مختلف هست؛ در فلسفه هست، در هندسه هست، در طبیعیات هست و در همه علوم دیگر هست، یک سلسله قضایایی است که ذهن انسان برای علوم مختلف میسازد؛ بعد به عنوان یک شخص منطقی میگوید: «جمیع قضایایی که در ذهن تشکیل میشود یا حملیه است یا شرطیه». در اینجا این قضایا- که خود قضایا وجود ذهنی یک سلسله واقعیات عینی خارجی است- مصداقهایی برای یک قضیهای شدهاند که یک منطقی ساخته است که میگوید: «القضیة إما حملیة و إما شرطیة». آن قضایا مصداقهای این قضیه و وجود عینی این قضیهاند.
آیا صادق بودن این قضیه که میگوییم: «القضیة إما حملیة و إما شرطیة» به چیست؟ صادق بودنش به این است که قضایایی که در اذهان علما- علمای هر علمی- هست واقعا چنین باشد که یا حملی باشد یا شرطی. پس این قضیه هم ملاک صدقش مطابقتش با واقع خودش است، منتها واقع او این است. بنابراین هیچ فرقی از این جهت میان قضیه خارجیه و حقیقیه از یک طرف (به قول حاجی) و قضیه ذهنیه از طرف دیگر نیست؛ یعنی هر قضیه ذهنیه همان گونه مطابق با واقع ونفس الامر است که قضیه خارجیه مطابق با واقع و نفس الامر است، ولی «واقع کلّ شیء و مصداق کلّ شیء بحسبه». وقتی من قضیهای تشکیل میدهم که این قضیه از قضایایی که در اذهان است حکایت میکند، در اینجا نباید انتظار داشته باشیم که