مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨ - اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به ذات
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٦٨
پس معنای خود آگاهی یا علم ذات به خود این نیست که ذاتی باشد که در مرحله ذات ناخود آگاه باشد، یعنی «خود» ی داشته باشد و آن «خود» نا آگاه باشد، بعد این «خود» ناآگاه به وسیله یک تصویری که از خودش- یعنی از همان «خود» ناآگاه- بر میدارد تبدیل بشود به «خود» آگاه. این تفسیر از خود آگاهی از نظر حکمای اسلامی غلط است و محال است که چنین باشد؛ بلکه معنای خود آگاهی این است که این شیء از ابتدا که به وجود آمده است جوهرش جوهر آگاهی است، نه اینکه خودش یک ذات ناخود آگاه است و بالعرض و بالتبع یک تصویری از خودش بر میدارد و به خودش آگاه میشود، که آگاهی به ذات خود بعد از پیدایش ذات است، پس در مرحله ذات ناخود آگاه است. اگر چنین چیزی باشد محال است آگاهی پیدا بشود؛ بلکه موجود «خود آگاه» آن است که خودش و ذاتش از اول پیدایشش آگاهی است، خودش عین آگاهی است، جوهرش جوهر آگاهی است.
همان «خود» و همان «من» عین آگاهی است. همان «من» ی که در خودش احساس میکند عین آگاهی است. اگر به او میگوییم «آگاه» و «آگاهی» و «آگاه شده»، این سه مفهوم بر یک شیء صدق میکند. او واقعا به خود آگاه است ولی به معنای اینکه خودش عین آگاهی است و جوهرش جوهر آگاهی است [١].
مصادیق باشد، اشکالی ندارد. علم عبارت است از حضور شیئی برای شیئی، و جهل جز غیبت شیئی از شیئی چیزی نیست.
- یعنی میفرمایید این سه مفهوم در معنای «علم» تحلیلی است؟
استاد: بله، یک معناست؛ یعنی در همه موارد، علم حضوری و علم حصولی هر دو یک تعریف دارند. هر دو حضور چیزی است نزد چیزی، منتها «حضور چیزی نزد چیزی» بر دو قسم است: یک وقت حضور وجود عینی چیزی نزد چیزی است؛ این میشود «علم حضوری». یک وقت حضور وجود ذهنی چیزی نزد چیزی است؛ این میشود «علم حصولی»، که آن هم باز حضور خود شیء است ولی به تبع وجود ذهنی.
(١).- یعنی در تمام سنین اینطور است، حتی در نزد اطفال؟
استاد: در نزد اطفال هم همین طور است. ابتدای پیدایش، در نزد اطفال، در حال خواب، در حال بیهوشی و حتی در حال مرگ همین طور است. حتی در حال خواب