مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤١ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤١
و مثلا ما به او میگوییم «انسان» با آنچه که در خارج وجود دارد و ما به او میگوییم «انسان» خیلی فرق دارد. نباید خیال کرد که به همان معنا که در خارج انسان مصداقی دارد در ذهن هم مصداقی دارد: یک مصداق برای انسان آن است که در بیرون راه میرود و یک مصداق برای انسان آن است که در ذهن من وجود دارد.نه، مقصود این نیست، بلکه مقصود این است که انسان خارجی مصداق انسان است و واقعیت انسان است و آثار انسان بر او مترتب میشود، ولی انسان ذهنی فقط ماهیت محض انسان است. انسان ذهنی از نظر انسان بودن، صرف ماهیت انسان است ولی وجود او وجود انسان نیست، وجود چیز دیگر است که وجود نفس ماست و وجود علم است. ولی از باب اینکه حقیقت علم حقیقت ظهور است این چیزی که ماهیتش ماهیت انسان است یعنی انسان به حمل اولی بر او صدق میکند (نه انسان به حمل شایع) در عین حال به حمل شایع مصداق علم است و مصداق کیف است [١] و [٢].
طرح یک اشکال
بعد از اینکه این مسأله روشن شد که اگر کمیت میآید در ذهن ما، کمیت است به
[١]. البته این که حاجی در اینجا میگوید: «و لکن بعد اللّتیا و الّتی لست أفتی بکون العلم کیفا حقیقة» «میگوید که من در اینجا با ملاصدرا اختلاف دارم که او علم را از مقوله کیف میداند و من علم را از مقوله کیف نمیدانم) مطلبی است که به حاجی جواب دادهاند که همان حرفی که تو میگویی که علم در هیچ مقولهای نیست حرفی است که خود ملاصدرا در همه جا گفته است و اگر او در باب وجود ذهنی گفته است که علم از مقوله کیف است در حقیقت خواسته است با قوم مماشات کند و الّا حرف تو حرف تازهای نیست، زیرا حرف ملاصدرا هم این است که علم از هیچ مقولهای نیست، ولی ملاصدرا دأبش این است که گاهی و در بعضی از ابحاث در یک مسألهای که چندان مهم نیست که اینجور بگوید یا جور دیگر، طبق مذاق قوم سخن میگوید.[٢]. این خلاصه به این معنی نیست که ذهنی ذهنی است و خارجی خارجی؟
استاد: چرا، ذهنی ذهنی است و خارجی خارجی؛ ولی در عین حال ماهیت هم ماهیت اوست. وجود وجود او نیست ولی ماهیت ماهیت اوست.