مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - تقریر حاجی سبزواری
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٤٠
«هستی» و «نیستی» هیچکدام جزء مفهوم ماهیت نیست و این سخن که میگوییم نه وجود در بطن ماهیت گنجانده شده است و نه عدم، معنایش این است که اگر ما از علل خارجی قطع نظر کنیم که آن علل یا ماهیت را موجود کرده است یا معدوم (که این علل اموری هستند خارج از ذات)، و تنها نظر به ذات ماهیت بکنیم میبینیم که ماهیت به حسب ذات خودش نه استحقاق حمل موجودیت را دارد و نه استحقاق حمل معدومیت را. نمیگوییم که ماهیت نه موجود است و نه معدوم که بگویید محال است؛ میگوییم ماهیت به حسب ذات خودش نه استحقاق حمل موجودیت را دارد و نه استحقاق حمل معدومیت را [١].
باشد و میتواند عالم باشد ولی عالم است. عمرو هم میتواند عالم باشد و میتواند جاهل باشد ولی جاهل است. انسان میتواند عالم باشد و میتواند جاهل باشد ولی در خارج مثلا جاهل است. بنابر این فرق است میان اینکه یک مفهوم بر مفهوم دیگر حمل شود به عنوان چیزی که جزء ذاتش یا عین ذاتش باشد و اینکه مفهومی بر مفهوم دیگر حمل شود بدون اینکه عین ذاتش یا جزء ذاتش باشد.
[١].- یعنی باز به انتزاع ذهنی است و الّا این حرفها بیمعنی است.استاد: من نمیفهمم یعنی چه؟
- ما در ذهن، هستی و نیستی را از مفهوم ماهیت منتزع میکنیم، معنای دیگری نداریم.
استاد: بسیار خوب، همین هستی و نیستی را که منتزع میکنید دو جور میشود منتزع کرد.
این، انتزاع ذهنی است، اعتبار ذهنی است.
استاد: اعتبار نیش غولی نیست. شما از ماهیت انسان جوهریت را هم انتزاع میکنید ولی آیا این انتزاع خود به خودی است؟ یعنی آیا شما میتوانید عرض از آن انتزاع کنید؟
- بالاخره همه این چیزها را میشود ذهنا انتزاع کرد، یعنی ماهیت را لحاظ کرد بدون این چیز.
استاد: نه، نمیشود، محال است؛ محال است که مثلا شما عدد را در ذهن بیاورید و از عدد مقدار انتزاع کنید؛ محال است که مقدار را در ذهن بیاورید و عدد انتزاع کنید، کم را بیاورید و کیف را انتزاع کنید، کیف را بیاورید و کم انتزاع کنید، کم متصل بیاورید و کم