مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥١ - تحقیق درباره قضایای خارجیه و حقیقیه و نقد تعریف حاجی از قضایای خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٥١
یکدیگر متمایزند. پس این چگونه میشود و ما در اینجا چه باید بگوییم [١]؟
این، صورت اشکال است در میان قدما (که ما فعلا داریم صورت اشکال را بیان میکنیم) که شما وقتی حقیقت را یا صدق را یا صحیح را تعریف میکنید به آنچه که مطابق با واقع باشد، این درباره همه قضایا صادق نیست؛ درباره قضایای خارجیه صادق است، درباره قضایای حقیقیه هم فی الجمله صادق است- یعنی یک «امّا» یی در آن هست ولی اشکال زیادی ندارد- ولی در باب قضایای ذهنیه این تعریف اشکال دارد. ببینیم این اشکال را مطابق نظر قدما چگونه میشود حل کرد.
پاسخ اشکالات در مورد قضایای سه گانه
ابتدا به تعریف قضایای خارجیه و حقیقیه میپردازیم چون مکرر گفتهایم که تعریف حاجی از قضایای خارجیه تعریف چندان درستی نیست؛ گو اینکه این تعریف رایج شده است، ولی درست نیست.
تحقیق درباره قضایای خارجیه و حقیقیه و نقد تعریف حاجی از قضایای خارجیه
قبلا گفتهایم که این تقسیم قضایا به خارجیه و حقیقیه و ذهنیه از بوعلی شروع شده است. البته او هم به این تفصیل ذکر نکرده است ولی او بوده است که اینها را از یکدیگر تفکیک کرده است؛ یعنی این مطلب از او شروع شده است؛ بعدها حکمای متأخر آن را مضبوطتر و مبسوطتر بیان کردهاند.
حاجی قضایای خارجیه را به همین شکل تعریف کرده است که گفتیم؛ مثال میزند به «قتل من فی الدار» و «هلکت المواشی» و امثال اینها؛ یعنی حاجی تصورش از قضایای خارجیه قضایایی است که حکم روی یک فرد نرفته است، روی
[١]- اینکه در قضایای ذهنیه گفته میشود «مطابقت ذهن با خودش» مقصود مطابقت ذهن با قوانین خودش است مثل اصل امتناع تناقض، اصل هو هویت و امثال اینها. پس اینکه گفته میشود در قضایای کاذبه هم خودش با خودش تطبیق میکند، چنین نیست.
استاد: درست است؛ حالا عرض میکنم. بیان جنابعالی با یک توضیح بیشتری که من عرض میکنم درست است. ما فعلا داریم خود اشکال را طرح میکنیم.