مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٢ - تعریف حقیقت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٣٢
اندیشههای راست و اندیشههای دروغ، که این از تجربههایی است که خیلی زود انسان به آن میرسد، به طوری که یک کودک شاید در سن سه سالگی فرق راست و دروغ را میفهمد، که اگر از مادرش بپرسد که مثلا بابا کجاست و او به دروغ بگوید که فلان جا رفته است، به مادرش میگوید تو دروغ میگویی؛ یعنی این قدر ادراک دارد که اگر راست باشد میفهمد و اگر دروغ هم باشد میفهمد. این تشخیص راست از دروغ و صحیح از غلط در مسائل عادی و روزمره است؛ قهرا این تشخیص در مرحله بالاتر در مسائل علمی و در مسائل فلسفی مطرح میشود که یک طرح، یک فکر، یک تشخیص، یک معرفت درباره جهان و درباره اشیاء ممکن است راست باشد و ممکن است راست نباشد. ضرورت منطق هم از همین جا کشف شده است که حال که اندیشههای ما گاهی خطاست و گاهی خطا نیست، آیا معیاری میتوان کشف کرد که با آن معیار بتوان اندیشه راست را از اندیشه ناراست و صواب را از ناصواب تمییز داد یا نه. منطق برای این کار به وجود آمده است؛ حالا اینکه از عهده برآمده یا برنیامده است مسأله دیگری است که فعلا به بحث ما مربوط نیست.
تعریف حقیقت
دیدیم که تشخیص راست از دروغ، صحیح از غلط و حقیقت از خطا یکی از ابتدائیترین تجربیاتی است که انسان به آن پی میبرد. ولی عمده مسأله- و یا به تعبیر صحیحتر، یکی از مسائل عمده- خود تعریف حقیقت است که وقتی ما میگوییم یک اندیشه حقیقت است و یک اندیشه خطا و یا یک اندیشه را میگوییم صحیح و یکی را میگوییم غلط، ملاک صحت و غلط بودن چیست؟ باید توجه داشت که آنچه مورد نظر است این است که ملاک صحت و غلط بودن چیست، نه اینکه ملاک تشخیص صحیح از غلط چیست. اینها دو مسأله و دو مطلب است.
استاد: خطای حسی و در مرحله بالاترش خطای عقلی، فرق نمیکند، خطای عقلی هم همین جور است. ولی البته انسان اول به خطای حسی خودش پی میبرد. شک ندارد که چنین است. انسان وقتی که به خطای حس و بعد به خطای عقل پی برد اینجاست که میفهمد که نه، ذهن یک چیز است و خارج چیز دیگر؛ اندیشه یک چیز است و واقع چیز دیگر.