مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٣ - معقولات ثانیه فلسفی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٢٣
در واقعیت مسأله تغییری نمیدهد. به هر حال ما واقعیت را میگوییم و اصطلاح مسأله مهمی نیست.
معقولات ثانیه منطقی به گونهای بود که ما به هیچ نحو نمیتوانستیم بگوییم در خارج مصداقی دارند، مثل همان کلیت و جزئیت و موضوعیت و محمولیت و معرّفیت. ولی ما یک سلسله معانی دیگر داریم که اینها در عین اینکه از سنخ معقولات اولیه نیستند ولی در خارج صدق میکنند. «صدق میکنند» یعنی به نحوی در ظرف خارج وجود دارند. کلیت که از معانی منطقی بود اصلا در خارج وجود نداشت. هیچ شیئی در خارج متصف به کلیت نمیشود. ولی این معانی به نحوی هستند که اشیاء در خارج متصف به اینها هستند، مثل ضرورت و امکان و حتی امتناع. وقتی میگوییم «اگر علت تامّه پیدا شود وجود معلول ضروری است» یعنی چه؟ وجود معلول در ظرف ذهن ضروری است، یا ضروری است در ظرف خارج؟
مسلّما مقصود ما این است که در ظرف خارج ضروری است.
علیت نیز از همین قبیل است. وقتی که میگوییم «الف علت است از برای ب» و الف را متصف به صفت علیت میکنیم، آیا این علیت در ذهن است یا در خارج؟
واضح است که علیت در خارج است؛ میخواهیم بگوییم الف در خارج علت است از برای ب؛ حرارت در خارج علت است از برای انبساط.
مسائل دیگری هم که در فلسفه اولی ذکر میشود از همین قبیل است، مثل قوه و فعل. اگر میگوییم شیء بالقوه است یا بالفعل است یعنی در خارج بالقوه است و در خارج بالفعل است. وحدت و کثرت نیز از همین قبیل است.
پس این دسته از معقولات این تفاوت را با آنها دارند که اینها در ظرف خارجند ولی در عین اینکه در ظرف خارجند از سنخ ماهیات هم نیستند؛ یعنی ذهن مستقیما از راه حواس به اینها نائل نمیشود، چون اینها صورت یک نوع خاص نیستند؛ یعنی وقتی ذهن خودمان را خوب بررسی میکنیم میبینیم که مثلا میان علیت یا وحدت از یک طرف با انسان و سفیدی از طرف دیگر متفاوت است. انسان به عنوان یک پدیدهای در مقابل سایر پدیدههاست منتها به آن میگوییم «جوهر»؛ سفیدی به عنوان یک پدیدهای است در مقابل پدیدههای دیگر، منتها به آن میگوییم «عرض»؛ به عبارت دیگر انسان به عنوان جزئی از اجزاء عالم و سفیدی به عنوان جزئی دیگر از اجزاء، صورتی در ذهن ما دارند ولی علیت به عنوان یک پدیده در خارج