مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨ - ٢ نظریه قوشچی ( انکار مقدمه دوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٠٨
نطفه است و این نطفه به اعتبار اینکه از وجود یک مردی اخراج شده و در رحم یک زنی قرار گرفته است ما را بر آن داشته است که آن مردی را که نطفه یعنی ماده اولیه این بچه از او خارج شده است «پدر» و آن زنی را که نطفه در رحم او قرار گرفته است «مادر» بنامیم. «این پدر است» یعنی این موجودی است که ماده اولیه این بچه از وجود او اخراج شده است. این ماده یک روزی از وجود او جدا شده و گذشته و رفته است ولی همین امر منشأ انتزاع این است که ما برای همیشه او را پدر این فرزند بنامیم.
پس یک گروه آمدهاند گفتهاند علم هم یک چنین چیزی است؛ یک نسبتی است مثل نسبت پدری. اصلا در ذهن چیزی وجود پیدا نمیکند. علم از مقوله اضافه است و اساسا چیزی در ذهن وجود پیدا نمیکند. اگر چیزی وجود پیدا نکند اشکالی هم در اینجا وجود ندارد. پس اینها مقدمه اول را انکار میکنند؛ حاجی هم میگوید:
«فانکر الذّهنی قوم مطلقا»
٢. نظریه قوشچی ( انکار مقدمه دوم )
«بعض قیاما من حصول فرّقا» بعضی دیگر آمدهاند مقدمه دوم ما را انکار کردهاند و گفتهاند اساسا در ذهن دو چیز وجود پیدا میکند نه یک چیز. شما اشتباه میکنید که خیال میکنید در ذهن یک چیز وجود پیدا میکند بعد میگویید چطور میشود یک چیز، هم جوهر باشد هم عرض؟ چطور میشود همه اشیاء تحت مقوله کیف باشند؟ غافل از اینکه اصلا در ذهن دو چیز وجود پیدا میکند. مگر شما نمیگویید علم و معلوم؟ علم در ذهن است، معلوم هم در ذهن است. شما وقتی که «انسان» را تصویر میکنید، انسان، معلوم و متصور شماست ولی تصور شما و علم شما یک چیز است و متصور شما در ذهن چیز دیگر است. انسان، تصور شده ذهن شماست ولی تصور شما غیر از خود انسان است. در آن واحد در ذهن شما دو چیز وجود دارد: یکی تصور انسان و یکی خود انسان، یکی علم به انسان و یکی خود انسان. پس اشکال بدین ترتیب حل میشود که علم غیر از معلوم است در ذهن و معلوم از مقوله آن شیئی است که در خارج است ولی علم از مقوله کیف است. اینها گفتهاند که ایندو یعنی علم و معلوم هر دو در ذهن هستند ولی با یک تفاوت: علم قائم به ذهن است یعنی مانند یک