مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٩ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦١٩
نه در ذهن وجود دارد و نه در عین، از او خبر داده نمیشود». این «هر چه» که میگوییم یعنی مصداق این معنا و مفهومی که الآن ما داریم بیان میکنیم، یعنی به مصادیق آن نظر داریم، کما اینکه اگر ما بیاییم نقطه مقابل قضیه را بگیریم و بگوییم از معلوم میشود خبر داد، این مفهوم «معلوم» را که در ذهن ما آمده است آینه قرار دادهایم و حاکی قرار دادهایم از معلومهایی که در اذهان وجود پیدا میکنند. پس این عنوان عنوانی است که حکایت میکند از یک سلسله مصداقها، مثل همه قضایای دیگر. وقتی شما میگویید «هر انسانی چنین است» این مفهوم «انسان» شما یک کلیای است که آیینه قرار داده شده است برای مصداقهای خودش که آن مصداقها افرادی هستند در عالم خارج؛ یعنی حکم به وسیله این معنا و مفهوم روی مصادیق او میرود. شما وقتی میگویید: «هر انسانی عالم است» نمیخواهید بگویید انسان ذهنی عالم است، نمیخواهید بگویید همین انسانی که در ذهن من آمده است عالم است، بلکه میخواهید بگویید مصداق این انسان عالم است؛ یعنی شما این را در عالم [ذهن] از وجود ذهنیاش تجرید میکنید و این ماهیت را بر مصداقهای خودش منطبق میکنید و حکم را به این وسیله روی مصداقها میبرید.
این مطلب درست است؛ در آنجاها [١] اشکالی ندارد؛ ولی در باب مجهول مطلق اشکال این است که آخر این مصداقی ندارد که ما این را وسیله برای او قرار بدهیم.
جوابش این است که در این جور جاها ذهن مصداق را اعتبار میکند. مثلا در مورد مصادیق عدم، ذهن یک چیزهایی را به عنوان مصادیق عدم اعتبار میکند، یعنی یک چیزهایی را اعتبار میکند که در واقع چیز نیست. وقتی که میگوییم از معدوم مطلق نمیشود خبر داد، در عالم اعتبار ذهن آنچه که محض نابودی و نیستی است هم در ذهن و هم در خارج، به عنوان مصداق معدوم مطلق فرض میشود، یعنی این حکم میرود روی مصداقهایی که خود آن مصداقها فرض ذهن است. کأنّه چنین میشود که اگر ما فرض کنیم که معدوم مطلق مصداقی داشته باشد آن مصداق غیر قابل خبر دادن است. ولی وقتی که شما میگویید هر انسانی چنین است، دیگر حکم روی مصداق فرضی نمیرود. قضیه بتیه و غیر بتیه که میگویند به این اعتبار
[١].- درباره معلوم.
استاد: بله، در معلوم.