مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧ - وجه استدلال برای اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٧
سبز است، ده روز است که زرد است، ده روز است که قرمز است. این به اعتبار این است که ما بین سبزی و زردی، همه را یک چیز فرض کردهایم مثل جلگه خراسان، ما بین زردی و قرمزی را یک چیز دیگر فرض کردهایم مثل جلگه مازندران، و بعد قرمزی را هم چیز دیگری فرض کردهایم و آن وقت میگوییم ده روز است که این میوه سبز است، ده روز است که زرد است و ده روز است که قرمز است، ولی او در واقع و نفس الامر در یک «آن» و در یک حد نبوده است، او دائما در خود سبزی در حرکت بوده است، منتها این سبزی تدریجا رو به زردی حرکت کرده، مرتب کمرنگتر شده است، آمده و آمده تا متمایل به زرد شده، آمده و آمده تا رسیده است به آنجایی که ما الآن آن را حد قرار دادهایم و به نام زردی مینامیم و الّا در واقع حدی میان سبزی و زردی وجود ندارد.
و یا مثلا تبدل انواع داروینی را در نظر بگیرید. در تبدل انواع داروینی ما قرار داد کردهایم، یک حدش را مثلا «خزنده» قرار دادهایم، یک حدش را «پستاندار»، یک حدش را «میمون» و یک حدش را «انسان»؛ یعنی در قرار داد ما گویی اینچنین است که این موجود زنده مثلا یک میلیون سال در بین آن دو حد قرار داشت، یک میلیون سال در بین آن دو حد دیگر قرار داشت، و یک میلیون سال در بین این دو حد دیگر؛ ولی او در واقع دائما در حال حرکت بوده است؛ او یک «آن» هم ساکن نبوده است. پس این انواعی که ما قرار میدهیم اینها قرار داد ماست و لذا ملاصدرا میگوید اصلا انسان حد ندارد. او مخصوصا در باب انسان این حرف را میزند و میگوید انسان ماهیت ندارد و انسان حد ندارد، بلکه هر فرد انسان یک ماهیت دارد و هر فرد انسان در هر «آن» یک ماهیت دارد.
البته چون فعلا بحث حرکت مطرح است با قضیه انسان و سنگ یا آب و آتش که در مسیر حرکت یکدیگر نیستند کاری نداریم، آن مسأله را به نحو دیگری باید حل کرد.پس اشیائی که در مسیر حرکت یکدیگر قرار دارند گو اینکه ذهن به حسب قرار داد هر دو را در یک ماهیت اعتبار میکند و یک اسم روی آن میگذارد ولی در واقع این جور نیست، بلکه بین همین حدودی که او یک ماهیت قرار داده است میلیونها و میلیاردها ماهیت قابل اعتبار است.
- در اینجا آیا نمیتوانیم با توجه به همان مثال هواپیما بگوییم چیزی که منشأ انتزاع این ثبات و وحدت میشود در نظر گرفتن دو حد است و ثبات جهت؟
استاد: نه، درست است که در آن مثال ثبات جهت هم هست ولی اعتبار کردن مکان واحد به اعتبار جهت نیست. چون یک امر اعتباری قرار دادی است اگر ثبات جهت هم نباشد باز میتوانیم آن را اعتبار کنیم. مثلا فرض کنید ما دو قالی در کنار هم داریم و مورچهای دارد بر روی یکی از آندو حرکت میکند. بعد میگوییم الآن یک ساعت است که این