مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - حل مسأله شناخت بنابر نظر فلاسفه اسلامی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٢١
معلوماتی که مستقیما از راه حواس ظاهری و باطنی وارد ذهن ما شده است که اینها را میگوییم «معقولات اولیه»، و یک سلسله معقولات و مفهومات دیگری که از این راه وارد نشده است؛ اما اینهایی که از این راه وارد نشده است پیش ساخته ذهن نیست. ذهن اساسا پیش ساخته ندارد، بلکه همین معقولات اولیه بعد از آنکه از خارج وارد ذهن شدند وجود ذهنی آنها وضع دیگری به خود میگیرد؛ چون گفتم که وجود ذهنی بودن عین حکایتگر بودن از خارج است. این وجود ذهنی در همان حالی که حکایتگر از خارج است در ظرف ذهن این وضعیت را پیدا میکند. این وضعیت وضعیتی است که برای شیئی پیدا شده است که در خارج وجود دارد، منتها وضعیت اوست در ذهن. این در ظرف ذهن به شکلی است که حکایتگر از خارج است ولی آن چیزی که حکایتگر است خود همان ماهیت است، این فقط نحوه حکایت او را تغییر میدهد، حکایت از او را عمومیت میدهد.
مثلا وقتی شما میگویید «کلّ انسان» نیامدهاید از دو چیز حکایت کنید، یکی از «انسان» و یکی از «کل» که بگویید «انسان» بر چیزی در خارج دلالت میکند و «کل» یا «هر» هم بر چیز دیگری دلالت میکند که آن هم در خارج هست. مثلا اگر بگویید «مال الانسان» از دو چیز در خارج حکایت کردهاید، یکی از «انسان» و یکی هم از چیز دیگری در خارج به نام «مال»؛ ولی اگر بگویید «کلّ انسان» اصلا از دو چیز حکایت نکردهاید که بعد بگویید یکی از آنها که «انسان» باشد در خارج وجود دارد و یکی دیگر که «کل» باشد در خارج وجود ندارد؛ میگوییم «کل» یعنی توسعه حکایت انسان از خارج. این کلیت چیزی نیست جز توسعه دادن حکایت انسان از خارج. اگر این کلیت یک امری بود که ضمیمه شده بود به انسان و وقتی که میگفتید «کلّ انسان» میخواستید از انسان و شیء دیگری حکایت بکنید آن وقت کارتان به اشکال بر میخورد که ما «انسان» را در خارج داریم ولی آن چیز دیگرش را که شما با لفظ «هر» بیان میکنید نداریم؛ ما در خارج چیزی به نام «هر» یا «کلیت» نداریم؛ یعنی کلیت یک امری نیست که ضمیمه شده باشد به انسان. میگوییم راست است، ما در خارج «هر» نداریم ولی کار این «هر» یا «کلّ» این است که حکایت انسان از خارج را توسعه داده است، کار دیگری نکرده است؛ یعنی تا وقتی که در ظرف حس من وجود داشت نمیتوانست بر بیش از یک فرد دلالت کند و بیش از یک فرد را شامل شود ولی همین که رفت در آن موطن ذهن و آن حالت کلیت را یافت دایره