مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - دلیل پنجم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٦٢
بردارید، دوربین عکاسی را در وضعهای مختلف قرار میدهید، دورش میکنید، نزدیکش میکنید، تاریکش میکنید، روشنش میکنید تا عکسهای مختلف از آن بگیرید. پس، از این جهت اشکالی نیست که از واحد، کثیر میشود انتزاع کرد. قدر مسلّم در کثیری که یک نوع وحدت در عین کثرت داشته باشد (چون ما در باب وجود خواهیم رسید به وحدت در عین کثرت)، نوعی کثرت که به وحدتش مضر نیست، [میتوان مفاهیم متعدد انتزاع کرد]. به هر حال این بحثی است که در آینده خواهد آمد.
وقتی میگوییم: «انسان کاتب است» و «انسان موجود است» آیا این دو تا «است» یک معنی دارد؟
استاد: «است» ها یک معنی دارند، بله، سؤال خوبی فرمودید. در فارسی شاید این مسأله غلط انداز باشد ولی در عربی شاید این جور نباشد. در زبان فارسی رابطه را با کلمهای مانند «است» بیان میکنیم، میگوییم: «زید موجود است»، «زید کاتب است»؛ و میگویند یونانیها هم بجای «است»، «استین» داشتهاند و لذا میگویند شاید زبان یونانی و فارسی از یک ریشه باشند. این «است» فقط بیان اتحاد را میکند خواه این اتحاد از قبیل ثبوت الشیء باشد و خواه از قبیل اتحاد شیء با شیء یا ثبوت شیء له باشد؛ یعنی ما به لفظ نباید کار داشته باشیم، باید عمل ذهن را تحلیل کنیم. عمل ذهن در «انسان موجود است» و در «انسان کاتب است» دو جور عمل است. لغت اینها را از یکدیگر تفکیک نکرده است، ولی عمل دو جور عمل است؛ یعنی وقتی که ما میگوییم: «انسان موجود است» اگر حاق ذهن خودمان را بشکافیم میبینیم که حکم میکنیم به «ثبوت الانسان». در اینجا به اصطلاح وجود رابط نداریم. وجود رابط آن است که میآید میان موضوع و محمول رابط قرار میگیرد. اینجا وجود رابط نیست، فقط اتحاد است و بس. اما در «انسان کاتب است» وجود رابط است، یعنی اگر ذهن خودمان را بشکافیم میبینیم «انسان کاتب است» به این معنی است که: «انسان هست کاتب» یعنی موجود له الکتابة. در اینجا یک وجود رابط است، یعنی انسانی داریم و کاتبی و «است» ی. آن «است» هست، اتحاد هست؛ علاوه بر اینها یک چیزی که اسمش را میگذارند «وجود رابط» یعنی یک چیزی که یک تصور خاص ذهنی است وجود دارد؛ یعنی این دو قضیه از نظر ادبی و از نظر دستور زبان- چه دستور زبان فارسی و چه دستور زبان عربی- هیچ فرقی ندارند ولی اگر عملیات ذهن را مورد دقت قرار دهیم ایندو با یکدیگر فرق