مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - تاریخچه قضیه حقیقیه در علم اصول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٥٣
حاجی میگوید [١] که قضایا تقسیم میشوند به شخصیه و طبیعیه و محصوره، که قضایای محصوره هم یا کلی هستند یا جزئی. حالا ما به قضیه شخصیه کار نداریم.
حاجی میگوید قضایای محصوره کلیه بر سه قسم است: خارجیه، ذهنیه، حقیقیه.
اکنون ما دو قسم از این سه قسم را در اینجا بیان میکنیم:
١. قضیه خارجیه: قضیه خارجیه قضیه محصوره کلیهای است که از اوّل حکم میرود روی یک عده افرادی که بالفعل در خارج موجودند؛ مثل اینکه میگوییم:
«همه انسانهایی که امروز در روی زمین موجودند این مطلب را میدانند». در اینجا حکم رفته است روی انسانهایی که امروز بالفعل موجودند؛ نه به انسانهایی کار داریم که در گذشته بودند و نه به انسانهایی که در آینده میآیند. و یا مثالی که خود حاجی ذکر میکند؛ میگوییم: «کلّ من فی العسکر قتل» یعنی تمام آن سپاه یکجا کشته شدند.
یک قضیه خارجیه مجموعی است از قضایای شخصیه، یعنی در قوه چند قضیه شخصیه است. بجای اینکه بگوییم این سرباز کشته شد، آن سرباز کشته شد، آن سرباز کشته شد، میگوییم: «قتل من فی العسکر» یا: «کلّ من فی العسکر قتل».
٢. قضیه حقیقیه: قضیه حقیقیه قضیهای است که حکم میرود روی طبیعت کلّی.
در طبیعت کلی هیچ محدودیتی نیست که افرادش در خارج موجود باشند یا نه.
حکم شامل این طبیعت میشود، میخواهد افرادش موجود باشند در زمان حاضر، میخواهد موجود بوده باشند در زمان گذشته، و میخواهد موجود بشوند در آینده؛ مثل اینکه میگوییم: «هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود». معلوم است که مقصود این نیست که آهنهای امروز دنیا چنیناند، بلکه مقصود این است که طبیعت آهن اینچنین است که در اثر حرارت منبسط میشود. آهنهای هزار سال پیش هم همین طور بودهاند، آهن در ده هزار سال آینده هم اگر باشد همین طور است. هر جا آهن موجود باشد این حکم را دارد. اگر آهنی هم در کره دیگری باشد باز هم در اثر حرارت منبسط میشود. این یک نظریه.
ولی بوعلی نظری دقیقتر از این دارد. بوعلی اصلا قضایایی مثل «کلّ من فی
[١]. [منظومه منطق، باب قضایا (شرح منظومه منطق، چاپ ناصری، ص ٤٨). همچنین حاجی در منظومه حکمت نیز به قضایای خارجیه و حقیقیه و ذهنیه اشاره کرده و آنها را تعریف نموده است (شرح منظومه حکمت، فریده اول، غررفی بیان مناط الصدق فی القضیة).]