مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤ - تاریخچه قضیه حقیقیه در علم اصول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٥٤
العسکر قتل» را قضیه کلیه نمیداند؛ میگوید این گونه قضایا مجموع چند قضیه شخصیه است، یعنی جمع [در] تعبیر است. «قتل من فی الدّار» یعنی همه کسانی که در خانهاند کشته شدند. «قتل من فی العسکر» یعنی همه کسانی که در لشکر هستند (فرض کنید آنهایی که اهل تهران هستند) کشته شدند. این یک قضیه شخصیه است نه یک قضیه کلیه و لذا از نظر علوم ارزشی ندارد.
حرف دقیق بوعلی این است که میگوید حتی آنجا که ما طبیعت کلی را موضوع قرار میدهیم و مثلا میگوییم: «هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود» نظرمان به آهنهایی است که افراد محقّقی در خارج- در گذشته یا حال یا آینده- دارند.
میگوییم هر آهنی اعم از آهنهای گذشته، حاضر و آینده در اثر حرارت منبسط میشود. در اینجا موضوع قضیه از دایره هستی خارج میشود ولی دیگر از دایره موجودات گذشته و حاضر و آینده خارج نمیشود. بعد یک مثال خوبی میزند؛ میگوید اگر ما فرض کنیم که در دنیا شکلی غیر از مثلث وجود پیدا نکرده است درست است که بگوییم: «کلّ شکل مثلث» یعنی هر شکلی که در دنیا وجود داشته و وجود دارد مثلث است؛ یعنی حکم رفته است روی وجود اشیاء یا اگر فرض کنیم که همه شکلهای دنیا که از قدیم وجود داشته و امروز وجود دارد و در آینده وجود خواهد داشت منحصر است در همین چند شکل هندسی که ما شناختهایم، یعنی آنچه شکل در طبیعت وجود دارد یا مثلث است یا مربع یا دایره یا فلان شکل خاص دیگر و شکل دیگری غیر از اینها وجود ندارد، صحیح است که بگوییم هر شکلی یا مثلث است یا مربع یا دایره و یا فلان شکل خاص دیگر. در اینجا هم حکم رفته است روی وجود اشیاء. ولی ذهن گاهی در دایرهای وسیعتر از افراد محقّق حکم میکند، یعنی بر افراد مقدّر هم حکم میکند؛ چرا؟ دیگر افراد مقدّر از کجا؟ میگوید برای اینکه حکم مال ذات و ماهیت شیء است نه مال وجود؛ حکم قضیه ما از لوازم ماهیت شیء است نه از احکام وجود. وقتی که چیزی از احکام ماهیت شیء شد، اعم از افراد محقق و مقدر میشود. مثلا همین مثال را در نظر میگیریم؛ میگوییم:
تنها شکلی که در دنیا وجود داشته و وجود دارد و وجود خواهد داشت مثلث است (کلّ شکل مثلّث) و یا میگوییم: شکلهایی که در دنیا وجود دارد یا مثلث است یا مربع یا دایره یا ... (کلّ شکل امّا مثلّث او مربّع او دائرة او ...) در اینجا آیا طبیعت شکل اقتضا دارد که هر شکلی از آن جهت که شکل هست باید