مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٨ - پاسخ
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٨٨
اینکه چنین مطلبی بر او مخفی مانده باشد (که اتفاقا محشّین هم این مسأله را در اینجا طرح نمیکنند) خصوصا با توجه به اینکه در کلمات مرحوم آخوند این مطلب- و لو به طور اشاره- آمده است، باید بگوییم که نه، در همه جا منشأ کثرت خود وجود است، یعنی همان طور که در کثرت طولی ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است، در کثرت عرضی هم که شما آن را کثرت به تبع ماهیت مینامید باز ما به الاشتراک عین ما به الامتیاز است، تنها در آنجا مطلب به شکل دیگر و به نحو دیگر است، یعنی وجود در ذات خودش عرض عریض پیدا میکند.
به تعبیر دیگر: همان طور که در مراتب طولی، هر مرتبه از مراتب وجود مقوم ذاتش است، در مراتب عرضی هم هر مرتبهای از مراتب وجود مقوم ذات خود است؛ یعنی چه؟ یعنی بنابر اصالت وجود اگر وجود من وجود انسان است (اگر به [انسان] تهمت نزده باشم!) و وجود این شیء وجود کتاب است، نه این است که این وجود انسان در ذات خودش میتوانست وجود کتاب باشد و وجود کتاب میتوانست وجود انسان باشد ولی چون این وجود حالا به انسان خورده است (مثلآبی که در یک قالب ریخته میشود و شکل آن قالب را به خود میگیرد) شده است «وجود انسان» و این وجود چون به کتاب خورده است شده است «وجود کتاب».
چنین نیست که این وجود قطع نظر از اینکه به این کتاب تعلق بگیرد میتوانست وجود کتاب باشد، میتوانست وجود انسان باشد و میتوانست وجود هر شیء دیگر باشد. اینکه این وجود، وجود انسان است، در ذات خودش وجود انسان است؛ یعنی یک مرتبهای است که غیر از این نمیتواند باشد و آن هم مرتبهای است که غیر از آنچه که هست و در متن واقع گسترده شده است نمیتواند باشد. بعد از اینکه مرتبهاش عین ذاتش است ماهیت از او انتزاع و اعتبار میشود. بنابراین همان گونه که در مراتب طولی وجود هر مرتبه عین ذات وجود است [١]، در مراتب عرضی هم هر وجودی هر مرتبهای از مراتب که دارد آن مرتبه عین ذات خودش است. ماهیت، چه در عرض چه در طول، در مرتبه متأخر قابلیت انتزاع پیدا میکند؛ یعنی این ذهن است که برای اشیاء در هر مرتبهای یک قابلیت مخصوص در نظر میگیرد؛
[١]. این مطلب را ما در کتاب عدل الهی توضیح دادهایم.