مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٩ - پاسخ
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٨٩
آن قابلیت، قالب و ماهیت را میسازد [١].
به هر حال این مطلبی بود که خواستیم در اینجا اجمالا بیان کرده باشیم که اگر
کسی بخواهد چنین مناقشهای بکند که چگونه میگوید: «بکثرة الموضوع قد تکثّرا» و حال آنکه ماهیت را یک امر اعتباری میداند، مناقشهای بجاست، ولی جوابش این است که این یک بیانی است که در مراحل اول این بیان را میکنند ولی در مراحل نهایی مطلب را به شکل دیگری بیان میکنند.
از این بحث هم بگذریم. بعد به بحث دیگری میرسیم تحت عنوان «فی أنّ المعدوم لیس بشیء».
[١].- به بیانی که شما میکنید «ماهیت» اصلا یعنی هیچ چیزی نیست.
استاد: اتفاقا «هیچ نیست» یعنی به همین معنی هیچ نیست. یک هیچی است که او از یک حقیقت انتزاع میشود. «هیچ نیست» یعنی هیچ حقیقتی نیست، ولی این هیچ یک ناحقیقتی است که از حقیقت انتزاع میشود. اینکه آن حقیقت قابلیت انتزاع این ناحقیقت را دارد، یک حقیقت است. اینکه آن حقیقت به نحوی است که از این مرتبه او این ناحقیقت انتزاع میشود و از آن مرتبه دیگرش آن ناحقیقت دیگر، این خودش یک حقیقت است، یعنی گزاف نیست، قراردادی نیست که هر چه دل خودمان بخواهد انتزاع کنیم، از این دلمان میخواهد این را انتزاع کنیم، از آن دلمان میخواهد آن را انتزاع کنیم؛ نه، این واقعیت و این وجود که عین واقعیت و هستی واقعیت است خودش در ذات خودش به نحوی است که جز این امر ناحقیقی یک چیز دیگر و یک امر ناحقیقی دیگر به عنوان نشان دهنده و قالب او از او قابل انتزاع نیست. ماهیت در حکم انعکاسی است از یک واقعیت در ذهن؛ عکس عکس است، عکس واقعیت نیست ؛ اما هر واقعیتی یک نوع انعکاس در ذهن دارد؛ نمیتواند هر واقعیتی هر نوع انعکاسی در ذهن داشته باشد، بلکه خصوصیت واقعیت اقتضا میکند عکس خاصی را در ذهن.
*یعنی امر خارجی، وجودی در ذهن دارد به نام وجود ذهنی؛ ماهیت انعکاس وجود ذهنی است در ذهن.