مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٠ - پاسخ اشکال سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦١٠
تا اینجا رفع شبهه ساده است که عدم زید در ذهن من نیستی زید نیست؛ مفهوم نیستی زید است نه خود نیستی زید. عدم من [در ذهن من] مفهوم عدم من است نهخود عدم من. خود عدم من یعنی همانی که رافع وجود من است که اگر وجود من او را نفی کرده و طرد کرده طارد اوست. این خود او نیست. در شریک الباری هم عین همین حرف میآید.
پاسخ اشکال سوم
حال ببینیم در مورد معدوم مطلق هم عین این حرف را به همین بیان میشود گفت یا نه؟ بله، میشود گفت. ولی مسأله اندکی بیشتر به اصطلاح مایه میخواهد. اشکال این است که شما گفتید از معدوم مطلق خبر داده نمیشود و حال آنکه خود همین خبری است از معدوم مطلق. راه حل سادهای که حاجی در پاسخ این اشکال آورده است این است که میگوید وقتی ما میگوییم: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» مقصود این است که «کل ما هو بالحمل الشایع معدوم مطلق هو لا یخبر عنه» مانند وقتی که میگوییم: «کل انسان ضاحک» به این معنی که «کل ما هو انسان بالحمل الشایع فهو ضاحک» یعنی عقد الوضع ما مصداق این موضوع است. «کل نار حارّة» یعنی «کل ما هو مصداق للنّار فهو حارّ» و لهذا شامل نار ذهنی نمیشود چون نار ذهنی مصداق نار نیست؛ نار هست ولی مصداق نار نیست. در اینجا هم وقتی ما میگوییم: «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» قضیه ما قضیهای است که عقد الوضع آن مصداق موضوع است، یعنی آنی است
دیگر نمیتوانید بگویید الانسان لیس بحیوان ناطق به حمل اولی. به حمل شایع هم اگر بگویید الانسان حیوان ناطق، دیگر نمیتوانید بگویید الانسان لیس بحیوان ناطق به حمل شایع.
- پس در اینجا خصوصیت ویژهای ندارد، فقط همین جهت تناقض مطرح است.
استاد: نه، در اینجاها مستلزم نوعی تناقض است، یعنی شبهه تناقض در آن میآید، ولی در آنجا شبهه تناقض در ذهن نمیآید.
- به نظر میرسد که اشکال برمیگردد به خلط میان ذهن و عین.
استاد: بله، اشکال برمیگردد به خلط میان ذهن و عین و عدم توجه به اینکه رابطه ذهن و عین چه رابطهای است.