مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٢ - قضیه حقیقیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٤٢
اینکه بگوییم: «الآن هشتاد درصد مردم ایران باسواد و بیست درصد آنها بیسوادند»؛ اینجا که ما میگوییم «مردم ایران» یعنی هر کسی که در ایران هست، هر ایرانی: «ایرانی بیست درصدش بیسواد و هشتاد درصدش باسواد است». حال اینکه باید کلمه «مردم ایران» گفت یا «کلّ من فی ایران» این دیگر مناقشه لفظی است. اینجا حکم رفته است روی کلی و این کلی فقط برای این آورده شده است که بر یک عده افراد معین محقق موجود اطلاق بشود. اگر کسی بگوید چرا میگویید «هر ایرانی»؟ در این صورت ایرانیهای پانصد سال پیش چطور؟ میگویم من ایرانیهای موجود الآن را میگویم. اگر بگوید ایرانیهای صد سال بعد چطور؟ میگویم من ایرانیهای موجود الآن را میگویم. این مجموعه موجود محقق الآن چنیناند. این را میگویند قضیه خارجیه. در اینگونه قضایا از نظر انطباق تعریف مشهور حقیقت بر آنها اشکالی پیش نمیآید.
قضیه حقیقیه
و اما قضیه حقیقیه قضیهای است که حکم روی مفهوم کلی یعنی روی یک طبیعت میرود. از آن حیث این حکم بر روی این طبیعت میرود که این طبیعت این طبیعت است؛ یعنی مناط حکم، نفس این طبیعت است، که معنایش این است که این طبیعت هر جا و هر وقت محقق بشود این حکم برای او هست؛ یعنی شما از اول نخواستهاید که حکم را روی افراد ببرید بعد بخواهید برای افراد یک تعبیر جامعی پیدا کنید، بلکه یک طبیعت را موضوع قرار داده و حکم را روی آن طبیعت بردهاید؛ و لهذا قهرا در قیاسات، قضیه ما میشود قضیه حقیقیه و در استقرائات قضیه ما میشود قضیه خارجیه.
یک وقت شما از اول اطلاعتان روی افراد است، بعد میخواهید یک تعبیر جامعی در بیان پیدا بکنید؛ بجای اینهمه تکرار که میگویید: این یکی، این یکی، این یکی، ...، همه را در یک لفظ جمع میکنید و میگویید: «همه مردم ایران». در این موارد مناط حکم شما مردم ایران از آن حیث که مردم ایران هستند نیست و لهذا به مردم زمان بعد صدق نمیکند و به مردم زمان قبل هم صدق نمیکند، چون مناط حکم، مردم فعلی ایرانند، این مردم خاصی که الآن در ایران هستند. شما نه به دلیل «مردم ایران بودن» بلکه به دلایل دیگری، مثلا از باب اینکه شما از اوضاع