مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - ٢ وحدت و کثرت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٠٩
شود [١].
به هر حال حدس اینچنین است که همان طور که گفتیم در اینجا دو مسأله است، یکی مسأله وحدت حقیقت است و یکی مسأله وحدت وجود. مسأله وحدت حقیقت، هم در یونان قدیم بوده و هم در هند و در جاهای دیگر دنیا هم شاید نوعی وحدت حقیقت بوده است. اما مسأله وحدت به این شکل خاص که تحلیل بشود میان وجود و ماهیت و بعد از آنکه میان وجود و ماهیت به نوعی تفکیک شد و حساب ماهیت از حساب وجود جدا شد و برای وجود هم یک اصالتی در نظر گرفته شد آن وقت بگوییم آن وجود که در مقابل ماهیت اصیل است واحد هم هست، حدس زده نمیشود که به این شکل خاص در جاهای دیگر دنیا مطرح بوده باشد [٢] و لذا حساب اینها باید جدا بشود که وحدت وجودی که ما داریم غیر از آن چیزهایی است که به نام وحدت وجود در جاهای دیگر دنیا بوده است [٣].
[١].- خیر، این اصطلاح در دنیای قدیم نبوده است. این که ما اصطلاحا وحدت وجود تعبیر میکنیم، «پانتئیسم» است. «پان» یعنی همه، و «تئو» یعنی خدا، «ایسم» هم که ایسم است.
استاد: پس پانتئیسم یعنی همه خدایی.
- بله. این را معمولا تعبیر به «وحدت وجود» میکنند.
استاد: این همین چیزی است که من حدس میزدم.
[٢].- خیر، به این شکل مطرح نبوده است؛ مسلّما نبوده است.[٣].- خود اصطلاح «وحدت وجود» در حکمت اسلامی از کی رایج شد؟استاد: از محیی الدین شروع شد؛ قطعا از محیی الدین شروع شد. وحدت وجود از محیی الدین است و از او هم شروع شد ولی کسی که این مطلب را خوب پایه گذاری کرد یعنی حرف او را خیلی شرح داد- نه به عنوان اینکه چیزی را که از خودش باشد پایهگذاری کند- و آن را به صورت مکتب مشخصی در آورد شاگردش صدر الدین قونوی بود.
- صدر الدین همین است که فصوص را نوشته است؟