مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - وجه استدلال برای اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٤
حرکات اشتدادی قابل توجیه است و اگر اصالت از آن ماهیت باشد حرکات اشتدادی قابل توجیه نیست و مستلزم امر محال است. ولی ما میدانیم که حرکات اشتدادی وجود دارد. این خودش دلیل است بر اینکه ماهیت اصیل نیست؛ چرا؟برای اینکه اگر ماهیت اصیل باشد، چون در امور اشتدادی لحظه به لحظه ذات
عوض میشود و تبدل نوع صورت میگیرد و شیء در ذات خودش اشتداد پیدا میکند ناچار باید بگوییم که دائما ذاتی میرود، ذات دیگری میآید، وجود هم که عبارت است از بودن همان ذات، آن وقت معنای این حرف این میشود که ما غیر متناهی بودنها یعنی بودن ذاتها و بودن ماهیتها باید داشته باشیم، یعنی غیر متناهی ماهیتها باید داشته باشیم که در کنار یکدیگر چیده شدهاند که از همه اینها «هستی» و «بودن» انتزاع میشود.
ولی اگر وجود اصیل باشد و این ماهیت که ملاک کثرت است و حد پذیر است و اصلا خودش حد است یک امر قرار دادی بشود معنایش این میشود که این حرکت اشتدادی یک سیلان واحد است، یک وجود واحد است و در واقع کثرتی نیست، کثرت را ذهن اعتبار و انتزاع میکند.
آن وقت لازمه این حرف آن نکته خیلی اساسی است که ملا صدرا گفته است و ما در آن مقاله «پرسشهای فلسفی ابوریحان از بوعلی» به آن اشاره کردهایم و آن این است که اصلا شیء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد، ماهیت ندارد مگر بالقوه، یعنی مگر به حسب فرض. شیء اگر ساکن باشد چون در یک حدی ایستاده است میشود برایش ذات فرض کرد و گفت حدش این است، حیوانی است ناطق؛ یعنی میشود او را در همان حد منجمد کرد و چون او در همان حد منجمد شده و ایستاده است لذا یک ماهیت واقعی دارد؛ یعنی ماهیتی که انتزاع میشود مال هموست. اما شیئی که ایستاده نیست و در هیچ جا نمیایستد هر ماهیتی که شما بخواهید در نظر بگیرید مثل بودن در این نقطه است که این «بودن در اینجا» را فقط باید فرض کنید. اول باید «بودن در اینجا» را فرض کنید تا بعد بتوانید یک ماهیتی برایش انتزاع کنید. ولی او که در واقع در اینجا «بودن» ندارد، او دائما در حال عوض شدن است. هر «آن» که شما بخواهید ماهیت برایش فرض کنید او ماهیت دیگری برای خودش گرفته است، ولی آن ماهیتها چون اعتباری هستند همه قابل انتزاعاند.
پس «ماهیت دارد» به معنای این است که این شیء قابل انتزاع ماهیت است، و «ماهیت ندارد»