مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - تحلیل حرکتهای مکانی و غیر مکانی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٢
صد درجهای رسیده است- این قابلیت انقسام را هم پیدا کرده است؛ یعنی این شیء با یک حرکت تدریجی همین طور آمده است و آمده است تا خودش را به مرحله صد درجهای رسانده است. چون از سنخ حرکت است و دارای زمان هست قهرا قابلیت انقسام دارد.
حال این صد درجه را که ما میگوییم صد درجه و صد مرتبه، این یک امر قرار دادی است که ما برای حسابهای زندگی خودمان آن را وضع کردهایم و الّا واقعا اینطور نیست که فقط صد پلّه طی کرده باشد، یعنی در واقع صد پلّه مشخص وجود
ندارد. در واقع ما باید یکی از دو نظریه زیر را بپذیریم.
یک نظریه این است که این حرکت کیفی مجموع امور غیر منقسم است یعنی مجموع امور بیکمیت است که یک کمیت از آن به وجود آمده است. و باز میشود نظیر نظریه متکلمین در باب جزء لا یتجزی و نظریه «آنات» در باب زمان. آن وقت این درجات را که طی کرده است معنیاش این است که مجموع سکونات و مجموع وصولاتی را پشت سر گذاشته است؛ یعنی این شیء در هر آنی از زمان در یک درجهای بوده و «بودنی» داشته است، در «آن» دیگر در درجه دیگر بودنی دیگر؛ و در درجه دیگر بودنی دیگر. ما خیال میکنیم که یک شیء تدریجا دارد رخ میدهد؛ یک شیء تدریجی نیست بلکه مجموع «بودن» هایی است که کنار یکدیگر چیده شده است. ما خیال میکنیم یک شیء تدریجی است که از اینجا شروع شده و به آنجا پایان میپذیرد.
پس این یک جور نظریه است که شیء وقتی درجات و مراتب را طی میکند این حرکتش عبارت است از مجموع «بودن» ها در مرحلهها، در «آن» ها. اگر فرض کنیم که در اینجا مثلا یک میلیون «آن» وجود دارد، باید بگوییم یک میلیون «بودن» است در کنار یکدیگر اما این بودنها به این نحو است که اول بودن در یک حد از حرارت (مرتبه اول حرارت) است و بعد بودن در مرتبه دوم از حرارت و ... این همان تفسیری است در باب حرکت که حرکت را مجموع بودنها و مجموع منقسمات بالفعل میداند، بودنهایی که از هم جدا و منفصلند و در کنار یکدیگر چیده شدهاند.
نظریه دیگر این است که این بودنها (که صد تا هم نیست؛ صد درجه قرار داد شماست؛ میشود تقسیم کرد به هزار درجه، میشود تقسیم کرد به یک میلیون درجه و میشود تقسیم کرد به غیر متناهی درجه) انتزاعی است. «بودن» در هر مرحلهای