مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٥ - ٢ عدم علیت در اعدام
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٣٥
ابتدا حکم او این است که: «پس آن نیست» یعنی این قضیه را به نحو سالبه تحصیلی تشکیل میدهد. وجود الف علت است از برای وجود ب؛ آنجا که وجود الف نیست پس علت از برای وجود معلول هم نیست؛ یعنی حکم ذهن نفی علیت است. در ابتدا ذهن میبیند وجود علت، علت است از برای وجود معلول، بعد همین قدر که این وجود علت نبود نتیجه میگیرد که: پس در اینجا وجود علت دلیل بر وجود معلول نیست. حکم ذهن در اول نفی علیت است. بعد از این نفی- که به صورت سلب است- مجازا یک حالت اثباتی میسازد و نبود آن علت را علت میگیرد از برای نبود این معلول. گویی حالا که وجود علت دلیل برای وجود معلول نیست پس این «نیست» علت است از برای آن «نیست»، در صورتی که از اول نفی علیت وجود علت از برای وجود معلول است نه وجود علیت میان نیستی «این» و نیستی «آن».
به عبارت دیگر: وقتی ما میگوییم وجود الف علت است برای وجود ب، واقعیت بیش از این نیست که «وجود الف» علت است برای «وجود ب». حال فرض میکنیم که وجود الف را نمییابیم، قهرا حکم میکنیم که پس ب هم وجود ندارد.
میگوییم الف وجود ندارد پس ب وجود ندارد. بعد هم این را مجازا به این شکل اعتبار میکنیم: پس عدم الف هست و این عدم الف که هست دلیل بر آن است که آن عدم هست. بجای «این وجود نیست، پس آن وجود نیست» میگوییم: «این نیستی هست، پس آن نیستی هم هست»؛ یعنی حالت سلب تحصیلی را تبدیل میکنیم به حالتی شبیه حالت عدم عدولی [و موجبه] معدولة المحمول.
مثال دیگری ذکر میکنیم:
فرض کنید وجود زید در بیست سال پیش حادث شده است و ادامه دارد تا حالا. قضیه اصلی که صادق است این است که وجود زید قبل از بیست سال نیست.
از بیست سال پیش میآییم جلو تا حالا، میبینیم وجود زید است که از بیست سال پیش شروع شده و امتداد پیدا کرده است تا حالا. قبل از بیست سال وجود زید
منتفی است؛ یعنی حالت اولی ذهن برای قبل از بیست سال رفع وجود زید است نه اثبات چیزی. ذهن حکم میکند به انتفاء وجود زید قبل از بیست سال؛ یعنی نسبت به وجود زید قبل از بیست سال حالت نفی دارد؛ یعنی آن را از صفحه واقع برمیدارد و حکم میکند به رفع وجود زید و منتفی بودن وجود زید. ولی بعد همان برداشتن وجود زید از صفحه واقع را به صورت گذاشتن نیستی زید در صفحه واقع اعتبار