مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - دلیل مطلب
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٨٢
حرفی را بزند عرف او را از شهر بیرون میکند. اگر بر انسان حمار را حمل کنید (لا بشرط) شما را از شهر بیرون میکنند و از هر فحشی بالاتر است، برای اینکه عرف آن را بشرط لا میگیرد. لفظ حمار که بر الاغ اطلاق میشود، این به اعتبار بشرط لائیاش است که این قدر زشت است، به اعتبار کودنی و بیهوشی اوست، به اعتبار ذلت و بارکشی اوست. ولی اگر حمار را از جنبه کمالات وجودش در نظر بگیریم منهای نقصش، این بر انسان هم قابل حمل است، چون انسان کمالات حمار را دارد و نقص او را ندارد. اما عرف تا میگوید «الاغ» آن جنبه «نه فراتر» را در نظر دارد. «ای الاغ» یعنی ای کسی که از این کمالات بینصیب هستی؛ و حال آنکه یک سلسله کمالات حیوانی در وجود این حیوان جمع است. هر چه کمال در یک گیاه هست در وجود این حیوان جمع است، هر چه کمال در یک معدن هست در وجود این حیوان جمع است. پس لفظ حمار به اعتبار جنبه «نه فراتر» ش است که بد و زشت است؛ اگر شما این «نه فراتر» را از آن بگیرید انسان هم حمار است.
آن وقت مسأله در مورد واجب الوجود به این شکل است که واجب الوجود مجمع همه ماهیات است از آن نظر که شما ماهیت را حاکی از یک مرتبهای از وجود بدانید و آن را لا بشرط در نظر بگیرید؛ و دارای هیچ ماهیتی نیست اگر ماهیت را به معنای «تا این حد و نه فراتر» یعنی بشرط لا در نظر بگیرید. «نه فراتر» در آنجا وجود ندارد.
دلیل مطلب
میآییم سر دلیل مطلب. مختصر هم میگوییم، چون لزومی ندارد که این بحث را به تفصیل بیان کنیم.
دلیلی که در اینجا آوردهاند دلیلی است که با مسلک اصالت وجودی جور در نمیآید. این دلیل به درد اصالت ماهیتیها میخورد. و از جمله جاهایی که میشود بر حاجی عیب گرفت همین جاست؛ و تاریخچهای هم راجع به این مطلب در زندگی خود ما هست که هیچگاه آن را فراموش نمیکنیم. قضیه این بود که وقتی اسفار را مباحثه میکردیم- آن قسمت اول اسفار را که مطابق همین جا از منظومه است- دیدیم همین دلیلی را که حاجی در اینجا آورده است برای اثبات مطلب ذکر کرده است. ما خودمان رسیدیم به این مطلب که این حرف با مبانی ملا صدرا و