مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - اعتبارات ماهیت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٨١
در عدد بزرگتر هست.
این مطلب قهرا در مقادیر هم میآید. آیا یک متر در دو متر هست یا نه؟ اگر وقتی میگوییم «یک متر» یک متر را تحدید کنیم به آن چیزی که یک متر است و نه یک ذره بیشتر، البته یک متر داخل دو متر نیست، چون دو متر آن یک متر است بعلاوه یک چیز بیشتر. ولی اگر یک متر را بگوییم آن چیزی که این مقدار را دارد خواه بیش از آن را داشته باشد یا نداشته باشد، در این صورت یک متر داخل دو متر هم هست.
عرف هم در بعضی جاها ماهیت را بشرط لا اعتبار میکند و در بعضی جاها لا بشرط. مثلا قاضی همیشه بشرط لا اعتبار میکند؛ به مدعی میگوید: تو چقدر طلبکاری؟ میگوید هزار تومان. دو مرتبه از او میپرسد چقدر طلبکاری؟ میگوید دو هزار تومان. در اینجا قاضی به او میگوید این تناقض است. حالا اگر مدعی بگوید من هزار تومان لا بشرط را گفتم که در دو هزار تومان هم هست عرف این حرف را نمیپذیرد. ولی در یک جای دیگر خود عرف هم همین مفهومها را لا بشرط اعتبار میکند؛ میگوید: «چون که صد آمد نود هم پیش ماست».
حال اگر گفتیم واجب تعالی وجود محض است و هیچ ماهیت ندارد اگر ماهیتها را به نحو لا بشرط در نظر بگیریم تمام ماهیات در واجب الوجود جمع است به جهت اینکه تمام کمالات وجود در او هست. او در آن واحد هم انسان است، هم سنگ است، هم عقل مجرد است، هم مادی است، هم مجرد است، و همه چیز؛ یعنی همه این ماهیات منهای جنبه عدمیشان در ذات واجب الوجود هست. اما اگر ماهیت را به معنای آن حدی بگیریم که نه فراتر، یعنی بگوییم «تا این حد و نه فراتر»، در این صورت هیچیک از ماهیات بر واجب تعالی صدق نمیکنند. «نه فراتر» در آنجا وجود ندارد.
پس اگر میگوییم واجب الوجود وجود مطلق است، در عین اینکه میگوییم وجود چیزی نیست میخواهیم بگوییم وجود همه چیز است و لذا میگویند:
«بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء و لیس بشیء منها». وجود چیزی به معنای اینکه در یک حدی باشد نه فراتر، نیست ولی وجود همه چیز هست؛ یعنی اگر از همه ماهیات و همه حدودی که شما بر اشیاء منطبق میکنید آن «نه فراتر» ش را بگیرید واجب الوجود همه چیز هست. و ما گفتیم که در این جهت تابع عرف نیستیم. در بعضی جاها اگر انسان