مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٥ - نکته
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦١٥
حال منحل به قضیه شرطیه نمیشود [١].
[١].- پس درست است که بگوییم معدوم مطلق وجود ذهنی دارد ولی وجود خارجی ندارد؟
استاد: البته درست است.
- با آن بیانی که یک بار درباره فرق تجربه و استقراء میفرمودید آیا نمیشود بگوییم که تجربه- به آن معنایی که میفرمایید- بالاخره در نهایت امر برمیگردد به قضایای حقیقیه و استقراء همیشه به قضایای خارجیه نظر دارد؟
استاد: چرا. اتفاقا این مطلب را گفتهایم. استقراء آخرش برمیگردد به قضیه خارجیه؛ یعنی کلیای که ما در باب استقراء استنباط میکنیم آخرش قضیه خارجیه است. ولی در تجربه چون ما در نهایت امر میرسیم به کشف طبیعت جسم لذا قضیه ما قضیه حقیقیه است. و ما قبلا در بحث وجود ذهنی گفتیم که قضیه خارجیه مجموعی است از قضایای شخصیه، یعنی در قوه چند قضیه شخصیه است، ولی قضیه حقیقیه قضیهای است که حکم میرود روی طبیعت کلی و در طبیعت کلی هیچ محدودیتی نیست که افرادش بالفعل در خارج موجود باشند، بلکه حکم شامل این طبیعت میشود، میخواهد افرادش موجود باشد در زمان حاضر، میخواهد موجود بوده باشد در زمان گذشته و میخواهد موجود بشود در آینده، مانند اینکه میگوییم: «هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود». واضح است که مقصود این نیست که آهنهای امروز دنیا چنیناند، بلکه مقصود این است که طبیعت آهن اینچنین است که در اثر حرارت منبسط میشود. در باب استقراء چون ما موارد معدودی را مورد آزمایش قرار دادهایم و هنوز به طبیعت جسم پی نبردهایم لذا قضیه ما قضیه خارجیه است که در حکم چند قضیه شخصیه است، ولی در باب تجربه ما به کشف طبیعت جسم نائل شدهایم و قضیه ما قضیه حقیقیه است.