مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - احکام سلبی وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٥٨
عدمی داشته باشد که شما میگویید: «فی احکام سلبیة للوجود»؟ حاجی اینجا این سؤال را مطرح نکرده است ولی جای طرح کردنش هست، لذا ما توضیح مختصری در این باره عرض میکنیم.
جواب اشکال این است که احکام سلبیه وجود همیشه به سلب سلب برمیگردد؛ یعنی چیزی از وجود سلب میشود که خود آن چیز به سلب برمیگردد، نظیر صفات سلبیه (یا صفات جلالیه) خداوند که همه آنها به سلب السلب برمیگردد؛ یعنی هر چه را ما از خدا سلب میکنیم در واقع خود آن نوعی سلب است که چون سلب سلب مساوی با اثبات میشود قهرا همه صفات سلبیه بازگشتش به صفات ثبوتی خواهد بود. این است که میگویند صفات جلالی بازگشتش به صفات جمالی است [١].
در اینجا هم اگر «احکام سلبیه» میگوییم قهرا مقصودمان یک چیزهایی است که تا محدودیتی و عدمی در کار نباشد پای آن صفات سلبی به میان نمیآید. پس تا پای عدم در کار نباشد آن صفات مطرح نمیشوند. پس قهرا سلب این صفات به واسطه همان جنبه عدمی آنهاست.
مثلا یکی از این صفات، مسأله جوهریت و عرضیت است. آیا وجود جوهر است یا عرض، یا نه جوهر است و نه عرض؟
احکام سلبی وجود
١. وجود نه جوهر است و نه عرض: میگویند وجود نه جوهر است و نه عرض؛ هم جوهریت از او سلب میشود و هم عرضیت؛ چرا؟ آخر چطور میشود که وجود نه جوهر باشد و نه عرض؟ شما جوهریت و عرضیت را یک امر حقیقی در خارج میدانید، میگویید اینکه اشیاء تقسیم میشوند به جوهر و عرض، یک واقعیت است؛ واقعیت اشیاء یا جوهر است یا عرض. از طرف دیگر شما میگویید ماهیت امر اعتباری است. اگر ماهیت امر اعتباری است بنابراین جوهریت و عرضیت باید یک امر اعتباری باشد و حال آنکه شما جوهریت و عرضیت را امر اعتباری
[١] خدا ظالم نیست یعنی غیر عادل نیست.
استاد: مثلا؛ چون خود ظلم، نوعی امر عدمی است، نفی ظلم باز برمیگردد به وجود.