مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧١ - اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به غیر
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٧١
جهت است که امر مادی خود آگاه نیست ولی همین قدر که شیء به مرحله فعلیت محض رسید که دیگر تمام وجودش از ابعاد و از زمان و از حرکت و از اینکه خودش از خودش غایب باشد خلاص شد، یعنی وجودش یک وجود جمعی و یک وجود کامل شد آن وقت خودش برای خودش حاضر است. همین قدر که موجود خود برای خود حاضر بود، به خود عالم است. اصلا علم جز حضور چیزی نیست. اشیاء دیگر هم اگر برای ما حاضر باشند همین طور است. اگر ما یک نوع وجودی پیدا کنیم که بتوانیم بر همه اشیاء احاطه قیومی پیدا کنیم همه چیز برای ما حاضر خواهد بود. اصلا علم یعنی حضور.
تا اینجا که بحث درباره اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به ذات است مطلب تا حدی ساده است. مطلب دیگر این است که بالاتر از این را گفتهاند و آن اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به غیر و یا علم نفس به غیر است.
اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به غیر
نه تنها در علم نفس به ذات خود، عاقل و معقول متحدند، بلکه در علم نفس به غیر هم عاقل و معقول متحدند (که البته اگر عاقل و معقول میگویند، به عنوان مثال میگویند. ما میدانیم که در مورد ادراک کلیات است که میگویند «عقل» و مدرکات کلیه را «معقول» مینامند ولی آیا اتحاد مدرک و مدرک اختصاص به آنجا دارد؟ نه، آن کسی که قائل به اتحاد عاقل و معقول است، به اتحاد حاسّ و محسوس هم قائل است). [١] اینجاست که مسأله مسألهای شده است که معرکه آراء است و ما باید ببینیم که مقصودشان در اینجا چیست؛ آنگاه که میگوییم قوه عاقله وقتی تعقل میکند با آن صورت معقوله یکی میشود و قوه حاسّه وقتی احساس میکند با صورت محسوسه یکی میشود و همچنین قوه خیال وقتی تخیل میکند با صورت متخیله
[١]- یعنی به طور کلی اتحاد عالم و معلوم.
استاد: بله، اتحاد عالم و معلوم، اتحاد مدرک و مدرک، حال میخواهد در مرتبه احساس باشد، میخواهد در مرتبه تخیل باشد و میخواهد در مرتبه تعقل باشد. در هر مرتبه که
باشد این اتحاد هست. اگر ما هزار مرتبه ادراکی و هزار نوع مدرک داشته باشیم باز اتحاد مدرِک و مدرَک هست.