مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - مثال آیة اللّه بروجردی در تبیین اعتبار لا بشرطی و بشرط لایی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥١٨
وحدت با یکدیگر دارند نوعی کثرت هم دارند، یعنی کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت، بشر این گونه امور را همیشه با دو دید میبیند: گاهی به جنبه کثرتش نظر دارد، یعنی این چیزی که متحد است با اینها، این را از متحدهای خودش جدا اعتبار میکند؛ و گاهی به جنبه وحدت نظر دارد، اینها را یک چیز میبیند.
میگویند فرق مبدأ اشتقاق و مشتق این است. فرق بین بیاض و ابیض این است.
آن وقت که میگویید «بیاض» شما آمدهاید «سفیدی» را در اعتبار ذهن خودتان از خود جسم و از سایر اعراض جسم جدا کردهاید؛ این دیگر «بیاض» است. آنجا دیگر اگر بگویید بیاض کمیت است، دروغ است، بیاض کمیت نیست؛ اگر هم بگویید بیاض جسم است، دروغ است، بیاض جسم نیست، جسم جدا از بیاض است. ولی به یک اعتبار دیگر که در نظر میگیرید اینها همه یکی هستند. در آن اعتبار، جسم من اوّله الی آخره متصف به صفت بیاض است، یعنی اساسا جسم و بیاض یکی است، جسم همان بیاض لا بشرط است؛ یعنی به آن اعتبار که بیاض را میبینید انگار همه این واحد را دارید میبینید، همان طور که در لبنان که چشمتان به مدیترانه افتاده است انگار همه مدیترانه را دارید میبینید. در آنجا عرف یک لغت وسیع وضع میکند، میگوید «ابیض». کأنّه میخواهد بگوید: آنجا که بیاض وجود دارد. دیگر این کثرت که در اینجا معروضی هست و عرضی، و جوهری هست و عرضی، اینها را دیگر نمیبیند. به این اعتبار است که خود بیاض ابیض است، جسم هم ابیض است، چون این، مرتبه وحدت همه اینهاست.
- اینکه در این بحث رابطه کمیت را با رابطه جوهر و عرض فرق میگذارید مگر خود کمیت را به عنوان یک
عرض ملاحظه نمیکنید؟
استاد: نه، خود کمیت را با خودش در نظر میگیریم نه اینکه کمیت را با جوهر در نظر بگیریم. در آنجا وقتی میگوییم «مدیترانه» نظرمان به خود مدیترانه است تنها به اعتبار اینکه یک امر متکلم است. مدیترانه را به اعتبار کمیتش در نظر گرفتهایم؛ رابطه مدیترانه با کمیت را در نظر نگرفتهایم؛ رابطه جزئی از خود مدیترانه را با جزء دیگر از خود مدیترانه در نظر گرفتهایم.
- یعنی رابطه بین اجزاء کمیت را در نظر گرفتهایم.
استاد: بله، رابطه بین اجزاء کمیت و اجزاء متکمم را در نظر گرفتهایم، نه رابطه بین متکمم و کمیت را.