مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧١ - مثال دوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٧١
ممکن الامکان است اگر بنا باشد این ضرورت و امکان هم امور عینی باشند باید وجود مستقلی داشته باشند. پس یک انسان که ممکن الوجود است باید هزارها امکان یا هزارها ضرورت داشته باشد و این امری است واضح البطلان. مسلّما اینها یک سلسله مفاهیم انتزاعی است.
در این گونه قضایاست که اشکال پیش میآید که اگر معنای صادق بودن قضیه انطباق قضیه با عین است اصلا محمول وجود مستقلی ندارد که مطابق واقع شود، چون انطباق قضیه با عین موقوف به این است که موضوع، مطابقی در عین داشته باشد، محمول هم مطابقی در عین داشته باشد، رابطه هم مطابقی در عین داشته باشد و چون در اینجا محمول وجودی مستقل از موضوع ندارد پس انطباقی نیست. پس در این گونه قضایاست که اشکال پیش میآید نه در قضیه ذهنیه.
در قضایای حقیقیه از یک نظر دیگر باز اشکال وارد میآید- و از حاجی عجیب است که چرا حتی در قضیه حقیقیه این حرف را زده و گفته است ملاک صدقش مطابقت با عالم عین است- و آن اشکال این است که شما میگویید در قضایای حقیقیه حکم اوسع از قضایای خارجیه است؛ میگویید حکم شامل افراد مقدّرة الوجود هم میشود. ولی افراد مقدرة الوجود که در خارج وجود ندارد، در عالم فرض وجود دارند. پس در اینجا قضیه صادق است بدون آنکه در بسیاری از افراد خودش مصداقی داشته باشد، مانند آنجا که میگویید: «کل نار حارّة». در اینجا میخواهید بگویید نار از آن جهت که نار است سوزنده است. حتی اگر فرض کنیم این شیء نار است، به فرض نار بودن حرارت هم دارد، همانطور که اگر مثلثی در عالم باشد، به فرض مثلث بودن احکام مثلث را هم دارد. در اینجا چه بگوییم؟ در اینجا هم باز اشکال هست و وسیعتر هم هست [١].
اینجاست که ما باید کلمه «نفس الامر» را بیاوریم. البته نفس الامر چیزی در مقابل «واقع» نیست، زیرا «واقع» یعنی وجود، «واقعیت» یعنی وجود؛ ما چیزی
[١].- آیا عین همین اشکال در قضیه شرطیه وارد نیست؟
استاد: اینکه گفتهاند صدق قضیه به این است که با خارج مطابق باشد بیشتر در قضیه حملیه گفتهاند ولی در مورد قضیه شرطیه هم ما بحثش را میکنیم. جوابی که در اینجا میدهیم در قضیه شرطیه هم هست.