مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢ - ١ مساوات وجود و ثبوت و شیئیت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٩٢
حکم اینکه معدومند دیگر موجود نیستند ولی به نحوی ثبوت [١] دارند؛ یعنی یکنفس الامریتی و یک نوع واقعیتی در ماوراء ذهن برای آن معدومات قائلند بدون اینکه برای آنها وجودی قائل باشند و آن معدومات عبارت است از ماهیات ممکنه.
به عبارت دیگر گفتهاند: معدومات دو نوعاند: معدومات ممتنع و معدومات ممکن.
معدومات ممتنع عبارت است از ماهیات ممتنع الوجود مثل شریک الباری و اجتماع نقیضین. اینها هیچ نفس الامریتی در ماوراء ذهن ندارند و به اصطلاح، اینها نه موجودند نه ثابت.
ولی معدومات ممکن عبارت است از ماهیات ممکن الوجود که فی حدّ ذاته ممکن الوجودند ولی فعلا معدومند؛ یعنی چنین معدومی در عین اینکه «ممکن» است معدوم است، و با اینکه معدوم است ولی در عین حال یک نفس الامریتی در حاقّ واقع دارد.
مثلا یک شکل هندسی را در نظر بگیرید که در طبیعت وجود ندارد ولی یک امر ممکن است. کثیر الاضلاعی را در نظر بگیرید با تعداد اضلاعی که خودتان تصورش را میکنید، مثلا کثیر الاضلاعی با صد هزار ضلع؛ چنین چیزی اصلا در طبیعت وجود ندارد (یا به حسب فرض در طبیعت وجود ندارد) ولی یک امری است ممکن. یا انسانی را در نظر بگیرید مثل همان انسانهایی که در افسانههای عمالقه آمده است که مثلا قدش بیست متر یا سی متر باشد و کلّهاش چقدر باشد. این یک امر ممتنع الوجودی نیست که وجود داشتن چنین چیزی به حسب عقل محال باشد ولی وجود هم ندارد؛ امر ممکن است ولی وجود ندارد. از اینگونه اموری که ممکن است وجود داشته باشد ولی وجود ندارد نمونههای فراوان میشود فرض کرد.
اینها را میگویند معدومند ولی در عین اینکه معدومند باز یک نفس الامریتی دارند؛ یعنی اینها در عالم اعیان نفی محض نیستند، بلکه این شیء ممکن که در زمان قبل وجود نداشت و الآن وجود پیدا میکند با اینکه در زمان قبل از وجودش معدوم بود ولی در همان زمان قبل هم که معدوم بود منفی مطلق نبود، یک مرتبهای از عینیت را داشت ولی وجود نداشت، بعد شما به آن چیزی که در ورای ذهن شما یک
[١]. اصطلاحی که خود آنها به کار بردهاند «ثبوت» است.