مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢١
مبدأ است. مگر هر چیزی خودش برای خودش ثابت نیست؟ هر چیزی خودش برای خودش وجود دارد. لازمه اینکه یک شیء خودش برای خودش وجود داشته باشد که دوگانگی نیست. من خودم برای خودم وجود دارم و حال آنکه دوگانگی در کار نیست. مگر ما نمیگوییم ذات حق خودش برای خودش وجود دارد (هو الموجود لنفسه و بنفسه و فی نفسه)؟ مگر در باب هر جوهری شما نمیگویید که موجود لنفسه است؟ مگر نمیگویید عرض وجود لغیره دارد و جوهر وجود لنفسه دارد؟ مگر لازمه وجود لنفسه این است که خودش غیر از وجودش باشد؟ مفهوم، مرکب است ولی مصداق که لازم نیست مرکب باشد. ما میگوییم «موجود» یعنی «ذات ثبت له الوجود» و میگوییم «وجود» هم یعنی «ذات ثبت له الوجود» که آن وجودی که برای او ثابت است نفس خود اوست، چون هر چیزی خودش برای خودش ثابت است.
حتی این نکته را خود حکما در باب اعراض قبول دارند. آنها که نمیگویند عرض وجود لنفسه ندارد، بلکه میگویند وجود لنفسهاش عین وجود لغیره است، یعنی همان وجود لغیرهاش وجود لنفسهاش است، نه اینکه وجود لنفسه ندارد. اصلا هر موجودی خودش برای خودش موجود است. عرض که برای خود موجود است همان وجود خودش برای خودش وجود برای غیر است. وجودش برای خود و وجودش برای غیر دو تا نیست. ولی جوهر وجودش برای خودش دیگر وجودش برای غیر نیست.
پس هر چیزی که در عالم موجود باشد برای خودش موجود است. پس وقتی ما میگوییم موجود یعنی «ذات ثبت له الوجود»، این حتی در مورد «وجود» هم صادق است از باب اینکه این «ذات ثبت له الوجود» اقتضا ندارد که «ذات ثبت له غیره و هو الوجود» بلکه اقتضای ذاتی دارد که ثبت له الوجود، اعمّ از اینکه آن ذات غیر وجود باشد یا خود وجود باشد. «ابیض» یعنی «ذات ثبت له البیاض». این شامل خود بیاض هم میشود چون او «ذات ثبت له نفسه و هو البیاض» است؛ شامل جسم هم میشود که «ذات ثبت له غیره و هو البیاض» است. «ذات ثبت له المبدأ» یک مفهوم و معنای اعمّی است از «ذات ثبت له نفسه و هو المبدأ» یا «ذات ثبت له غیره و هو المبدأ».
بنابراین اگر هم ما مفهوم مشتق را مرکب بدانیم اطلاق «موجود» بر وجود بلا اشکال است. اشکالات فقط از مرکب دانستن مشتق پیدا نشده است بلکه از