مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢٢
مرکب دانستن مشتق به شکل خاص پیدا شده است. همه اشکالات از اینجا پیداشده است که خیال کردهاند مشتق به معنی «ذات ثبت له شیء غیره» است که آن «شیء غیره» همان مبدأ است؛ یعنی وقتی میگوییم «حسن» (به معنای «نیک») این به معنی ذاتی است که «ثبت له شیء غیره» که آن غیر خود ذات، «حسن» (نیکویی) است؛ و حال آنکه چنین نیست؛ حسن یک معنای اعمّی است؛ در یک جا ممکن است «ذات ثبت له شیء غیره» باشد و در یک جا ممکن است «ذات ثبت له نفسه و ذاته» باشد [١]
[١].- مثل ثبوت ذات از برای ذاتی.
استاد: برای خود اساسا؛ ثبوت خود ذات برای خود ذات. خود ذات برای ذات وجود دارد یعنی خودش برای خودش ثابت است. ثبوت شیء برای شیء اقتضای دوئیت نمیکند.
اینکه شیء برای خود ثابت باشد و «وجود برای خود» داشته باشد اقتضای دوئیت نمیکند. اگر وجودش برای غیر باشد در آنجا باید دو شیء در کار باشد.
- تازه آنجا هم بازگشتش باید به یک وحدتی باشد.
استاد: البته آنجا هم باید یک وحدتی باشد؛ یعنی تا خود این ذات و آن غیر نوعی وحدت نداشته باشند که «این» وجود لغیره ندارد؛ و لهذا اگر ما یک امری را با یک امر مباین دیگری در نظر بگیریم هیچ وقت «این» وجود لغیره ندارد. اگر یک چیز وجود لنفسهاش عین وجود لغیرهاش شد همیشه باید بین آن غیر و این شیء یک وحدتی باشد، مرتبهای از مراتب او باشد، و لذا در رابطه جوهر و عرض بعدها آمدهاند این حرف را گفتهاند- و خوب حرفی هم هست- که خود عرض مقامی از مقامات جوهر است.
امکان ندارد دو امر مباین به تمام ذات، یکی وجود لغیره داشته باشد. میان دو امر مباین با یکدیگر وجود لغیره معنی ندارد. وجود لغیره اساسا معنی ندارد جز اینکه «این» مرتبهای از مراتب «آن» باشد، جلوهای از جلوات «آن» باشد، تجلیای از تجلیات «آن» باشد.
- در اینجا ممکن است که این بحث مشتق و مبدأ اشتقاق هم کارساز باشد ولی سؤال بنده این است که اصولا آیا نمیشود با توجه به رد اصالت ماهیت جواب اینها را داد؟
استاد: اتفاقا یکی از ادله اصالت ماهیتیها همین حرف بود. این حرف را متکلمین برای اثبات «حال» آوردند، شیخ اشراق همین حرف را برای اعتباریت وجود آورده است.بنابراین ما اول این مطلب را باید حل کنیم تا بعد آن حل بشود.