مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٥ - برهان سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٥
آن مبانی جور در میآید؛ یعنی این براهینی که در اینجا ذکر میکنند بر مبنای همان اصل متقوم بودن مرتبه هر موجود است برای آن موجود؛ و در واقع آنچه که این براهین و این استدلالها را مایهدارتر میکند همان حرف عرفاست و لهذا مرحوم آخوند وقتی که حرف عرفا را در این زمینه نقل میکند بعد میگوید که این مطلبی است که بنابر ذوق عرفا گفتیم و مطلب درست همین است، و بعد میگوید: «و هیهنا استبصارات تنبیهیة ذکرها شیوخ الفلسفة العامیة» [١] که مقصودش از شیوخ فلسفه عامیه امثال بوعلی است. میگوید حرفهای اینها هم استبصارهای تنبیهی و خوبی است که گفتهاند و حرفهای درستی هم هست، یعنی این حرفها با همین مبنا هم جور درمیآید.
ما یک مقدار از این براهین و استدلالها را در درسهای قبل گفتهایم و دیگر تکرار نمیکنیم. اکنون میپردازیم به بقیه استدلالها و براهینی که در این مورد ذکر کردهاند.
برهان سوم
از جمله استدلالهایی که همان شیوخ فلسفه عامیه (به قول ملاصدرا) در مورد امتناع اعاده معدوم کردهاند این است که: «علی تقدیر جواز اعادة المعدوم بعینه، العود عاد عین الابتداء» یعنی بر فرض جواز اعاده معدوم لازم میآید عود عین ابتدا باشد.
میگوید لازمه اعاده معدوم این است که اعاده معدوم نشده باشد؛ یعنی چه؟ این را به سه بیان ذکر میکنند، چون دو سه جور میشود فرض کرد:
١. یکی اینکه بر فرض اعاده معدوم لازم میآید که انقلاب شده باشد، یعنی عود ابتدا شده باشد.
٢. دیگر اینکه بر فرض اعاده معدوم لازم میآید که عود نباشد، همان ابتدا باشد و اصلا عودی نشده باشد.
٣. دیگر اینکه بر فرض اعاده معدوم لازم میآید یک شیء در آن واحد هم عود باشد هم ابتدا.
[١] [رجوع شود به اسفار چاپ جدید، ج ١/ ص ٣٥٦ که در آنجا پس از نقل کلام عرفا میگوید: «هذا تحقیق الکلام فی هذا المرام علی ذوق ارباب العرفان و وجدان اهل الایقان» و سپس میگوید: «و هیهنا استبصارات تنبیهیة ذکرها شیوخ الفلسفة العامیة و رؤسائهم فی زبرهم ...».]