مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٦ - برهان سوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦٦
اما اینکه اعاده منقلب بشود به ابتدا، یعنی اعاده بشود بعد دیگر اعاده نباشد، ابتدا باشد، که هر اعادهای اعاده نباشد بلکه مبدل بشود به ابتدا، معلوم است که قائل به اعاده معدوم نمیخواهد چنین حرفی بزند. او نمیخواهد بگوید که با اعاده معدوم، اعاده منقلب میشود به ابتدا. میخواهد بگوید ابتدا حسابش جداست و اعاده حسابش جدا، ولی این معاد ما عین مبتدأ است.
و اینکه اعاده نباشد بلکه از اول ابتدا باشد؛ ابتدا که هست، همه چیز اولش ابتداء است، پس دیگر اعاده معدوم نیست، پس این خلف است.
و اینکه در آن واحد هم ابتدا باشد هم اعاده، یعنی این شیء که یک بار وجود پیدا کرده است این بار دوم که ما میگوییم موجود شده است در آن واحد هم ابتداء است هم اعاده. این هم که کوسه و ریش پهن است و اجتماع متقابلین است.
تعبیر اینکه «عود عین ابتدا باشد» یک تعبیر مبهمی است که همان طور که خود حاجی در شرح میگوید این هر سه شق را شامل میشود؛ یعنی یا به این شکل عود عین ابتدا باشد که انقلاب و تبدل شده باشد، یا به این شکل عود عین ابتدا باشد که خلف باشد، اصلا عود نباشد و ابتدا باشد، و یا به این شکل عود عین ابتدا باشد که در عین اینکه عود است ابتدا باشد. این سه بیان را حاجی در همین یک جمله بیان کرده است.
حال چرا لازم میآید عود عین ابتدا باشد؟ میگوید: برای اینکه حرف شما این است که میگویید طبیعت معاد عین مبتدأ است. شما نمیخواهید بگویید اعاده عینابتداء است، بلکه میخواهید بگویید معاد عین مبتدأ است. ولی لازمه اینکه معاد عین مبتدأ باشد این است که عود هم عین ابتداء باشد. ایندو از یکدیگر تفکیکپذیر نیست (که این نظیر همان بیانی است که ما در باب وجود و ایجاد ذکر کردیم). اگر شما بخواهید بگویید «ایجاد همان وجود» یعنی بگویید وجود یکی است و ایجاد دو تا، این غیر ممکن است. لازمه اینکه وجود یکی باشد این است که ایجاد هم یکی باشد. این که شما میگویید اعاده غیر از ابتداء است ولی معاد عین مبتدأ است نه مثل مبتدأ، محال و غیر ممکن است. اگر معاد صد در صد عین مبتدأ باشد یعنی اصلا همان مبتدأ باشد و هیچ اثنینیتی در کار نباشد لازمهاش این است که اعاده عین ابتداء باشد چون ایندو از یکدیگر جدایی ندارد (که بیان بهترش همان مسأله ایجاد و وجود بود که عرض کردیم).