مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - تقریر دیگر
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری، ج٩، ص: ١٣٩
پیدا نمیشود؛ تعین مال آن چیزی است که موجودیت عین ذات اوست؛ یعنی متشخص چیزی است که تشخص عین ذات اوست، ذاتش تشخص است [١].
[١].- اگر تشخص برای ماهیت ذاتی نباشد پس عارضی است.
استاد: برای ماهیت عارضی است، بله، حرف حسابی میزنید که تشخص برای ماهیت امری است عارضی. تشخص چون خودش مال وجود است و وجود عین واقعیت است پس تشخص برای وجود یعنی برای آن چیزی که ملأ خارجی را تشکیل داده است ذاتی است، ولی برای آن چیزی که ذهن ما آن را به صورت ماهیت تعقل کرده است عارضی است، کما اینکه خود وجود هم برای ماهیت امری است عارضی.
- زیادت وجود بر ماهیت معنایش همین است.
استاد: بله، زیادت وجود بر ماهیت معنایش همین است.
- بنده میخواستم این سؤال را مطرح کنم که ماهیت را که شما لا اقتضای از عدم و وجود هر دو میدانید قبل از اینکه وجود عارض او بشود چه حیثیتی دارد؟
استاد: شما میخواهید بگویید چه حیثیتی دارد؟ اصلا ماهیتی که در واقع قبل از وجود مرتبهای داشته باشد ما نداریم، نه در ذهن و نه در خارج.
- یعنی اصلا نمیشود انفکاک وجود از ماهیت را تصور کرد.
استاد: البته ما انفکاک عینی واقعی نداریم ولی انفکاک تحلیلی داریم.
- یعنی انفکاک ذهنی.
استاد: تحلیلی، ذهنی، بله؛ یعنی انفکاک تحلیلی.
- یعنی تمام این صحبتها که میکنیم اینها انتزاعات ذهنی است، اینها در عالم خارج هیچکدام تحقق ندارد. در عالم خارج وجود بدون ماهیت، و ماهیت بدون وجود نداریم، یعنی وجود مطلق که وجود هیچ چیزی نباشد نداریم.
استاد: نه آقا، اجازه بدهید؛ حرف این است که در خارج ماهیت با وجود هم نداریم و وجود با ماهیت هم نداریم. حرف ما این است که اینکه الآن میگوییم در خارج وجود رابا ماهیت داریم و ماهیت را با وجود داریم آیا ایندو در خارج به صورت اثنینیت است؟
- خیر.
استاد: پس در خارج یکی بیشتر نیست.