مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - ٢ اشکالات و نظریات در باب وجود ذهنی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣١٩
خودش نباشد بلکه خودش مصداق نقیض خودش باشد و خودش از خودش سلب بشود؟ صدر المتألهین میگوید: بله، ما شبیه و مثال این گونه امور را داریم.
آن چیزی که ایشان به عنوان شبیه و مثال اینها ذکر میکند (که البته مثالهای بسیاری میشود برای آن پیدا کرد و خود او هم ذکر کرده است) [١] خیلی شبیه است به این تناقضاتی که در دوره جدید امثال راسل پیدا کردهاند و اسمش را «تناقضهای منطقی» و «تعارضهای منطقی» گذاشتهاند و از نظر آنها تناقضهای غیر قابل حل است، که این آقای هشترودی خیلی روی اینها تکیه میکرد، مقاله مینوشت و سخنرانی میکرد و در آن سالهای اول که ما به تهران آمده بودیم مقالهای تحت عنوان «تعارضات منطقی» در یک مجلهای به نام «اندیشه و هنر» نوشته بود و من در آنجا آن مقاله را خواندم [٢]. ایشان در آنجا مدعی بود که اینها تناقضهایی است که بر اساس منطق قدیم غیر قابل حل است [٣].
[١]. [رجوع شود به اسفار، چاپ جدید، ج ١/ ص ٢٩٤.][٢]. در یکی از شمارههای مجله «نگین» هم معلوم شد که آقای محمود عنایت یک وقت مجلهای منتشر میکرده است به نام «ایران آباد» که در مجله «ایران آباد» باز از همین آقای هشترودی مطلبی نقل کرده بود که عین همان چیزی بود که ما در آن مجله «اندیشه و هنر» دیده بودیم.[٣]. مثل «کلّ کلامی کاذب»؟
استاد: تقریبا؛ در حدّ همان. البته او مثالهای بسیاری در آنجا ذکر کرده است و مقاله جالبی هم بود. ولی خودشان هم هیچ راه حلی بر اساس منطق خودشان پیدا نکردهاند. یا پیدا نکردهاند یا ما نتوانستهایم از حرفهای آنها به دست بیاوریم. بسیار خوب، حالا از نظر شما بر اساس منطق قدیم اینها تناقضاتی است غیر قابل حل؛ بر اساس منطق جدید چطور؟ شما چگونه این تناقضها را حل کردهاید؟ گویی حلّش همین است که: «ما فهمیدهایم اینها غیر قابل حل است»! همین قدر که ما کشف کردیم که اینها غیر قابل حل است مسأله حل شده است؟! گویی حلش همین است یا من چیزی بیش از این نفهمیدم.
حالا شما اگر توانستید اینها را یک مطالعهای بکنید، چون بعضی از آنها به