مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - دلیل اول
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٩٨
علم هم باشد. به هر حال عدمی بودن اینگونه شرور خیلی واضح است.
ولی ما یک عده شروری داریم که اینها عدمی نیستند، بلکه وجودی هستند، اما وقتی که اینها را تحلیل میکنیم میبینیم شر بودن اینها از جنبه وجودیشان نیست، از جنبه منشأیتشان برای عدم یک شیء دیگر است. مثلا ما میگوییم زلزله شر است. آیا زلزله از آن جهت که زلزله است یعنی یک قدرتی است که در زمین هست (که حالا این قدرت از بخار است یا از هر چیز دیگر، کاری نداریم) و زمین را حرکت میدهد و متلاشی میکند شر است؟ نه، بلکه از آن جهت شر است که منشأ عدمهای دیگر میشود؛ یعنی اگر انسانهای روی زمین طوری ساخته شده بودند که هر چه زلزله میآمد یک نفر هم تلف نمیشد، هیچ ساختمانی هم خراب نمیشد، هیچ درختی هم از بین نمیرفت، در این صورت زلزله شر نمیبود. سیل هم همین طور است. سیل را چرا میگوییم شر است؟ چون منشأ عدمها میشود. پس باز هم اینهایی را که ما میگوییم شر است از آن جهت میگوییم شر است که ملازم با عدم هستند، یعنی منشأ عدم اشیاء دیگر میشوند که اگر به فرض آن منشأیت برای عدم نبود این شر نبود.
پس هر شرّی را که در عالم هست وقتی تحلیل کنید آخرش میبینید که ریشهای در عدم دارد، یعنی منشأ واقعیاش عدم و نیستی است. نقطه مقابل عدم چیست؟ وجود است. این نشانه این است که وجود از آن جهت که وجود است خیر است؛ وجودهایی شرّند که منشأ عدمند. پس وجود از آن جهت که وجود است هیچ وقت شر نیست بلکه از آن جهت شرّ است که منشأ عدم است. پس در واقع خیر و شر در تحلیل نهایی برمیگردد به وجود و عدم. این مطلبی است که در آینده در باب خیر و شر بحث میکنیم. اکنون میپردازیم به ذکر ادلّه اصالت وجود.
دلیل اول
اگر ما این مطلب را به عنوان اصل موضوع قبول کنیم که خیر در تحلیل نهایی به وجود، و شر به عدم برمیگردد، آن وقت میگوییم آیا میتواند همه خیرات امور اعتباری باشد و آیا خیر امر حقیقی است یا اعتباری؟ «خیر» امر حقیقی است. پس وجود هم امر حقیقی است. پس وقتی ما این خصلت را برای وجود به دست آوردیم که همه خیرات به هستی برمیگردد و همه شرور به نیستی، دیگر نمیتوانیم وجود را