مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦١ - بیان دیگری مبتنی بر نظر عرفا در باب امتناع اعاده معدوم
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٦١
و یا مثلا در باب علت و معلول، الف در مرتبه علت قرار گرفته است، ب در مرتبه معلول و ج در مرتبه معلول ب. آیا این مراتب یک سلسله امور زائد بر ذات و حقیقت اشیاءاند؟ یعنی اشیاء حقیقتی دارند جدا از مراتبشان و اشیائی که حقیقتی جدا از مراتبشان دارند در این مراتب هم قرار گرفتهاند؟ یعنی الف که در مرتبه علت است برای ب، و ب که در مرتبه معلول است از برای الف، آیا الف قطع نظر از مرتبه علیتش الف است، ب هم قطع نظر از مرتبه معلولیتش ب است، منتها الف در این مرتبه قرار گرفته است و ب در آن مرتبه، که الف به حسب ذات خودش مانعی ندارد.
که او را بگذاریم جای ب و ب را بگذاریم جای او (مثل همه امور اضافی و قراردادی، و مثل امور اداری که امروز آقای الف رئیس است و آقای ب مرئوس، فردا قضیه را بر عکس میکنیم ب را میگذاریم پشت میز ریاست و الف را میگذاریم در مرتبه مرئوسیت)؟ یا نه، در هستی مرتبه هر موجود مقوّم ذاتش است؟
یعنی الف هویتش با علت بودنش برای ب یکی است. خودش بودن با علت بودن برای ب یکی است؛ یعنی اگر او را از مرتبه علیت برداریم نه این است که جایش را عوض کردهایم، بلکه اصلا خودش دیگر خودش نیست [١].
مراتب هستی در مقام تمثیل مثل مراتب اعداد است. اعداد یک مراتبی دارند که هر عدد قبل از یک عدد دیگر و بعد از یک عدد دیگر است. مثلا عدد ٤ قبل از عدد ٥ و بعد از عدد ٣ قرار گرفته است. حالا آیا مراتب اعداد با خود اعداد دو چیزند؟ یعنی عدد ٤، ٤ بودنش یک مطلب است و بعد از ٣ یا قبل از عدد ٥ قرار گرفتنش یک مطلب دیگر است؟ اگر فرض کنیم که ٤ را از میان ٣ و ٥ برداریم و میان ٨ و ٩ قرار دهیم باز ٤، ٤ است؟ یا نه، ٤ را که از جای خودش برداریم و در آنجا قرار بدهیم دیگر
[١] این همان مبحث ذاتیت نسب است. ما میگوییم نسب و اضافات عرضیاند، آن وقت اینجا باز قائل میشویم.
که نسب و اضافات ذاتیاند؟! استاد: نه، این نسبتی که ریشهاش به وجود برمیگردد- یعنی آنچه که به قول آنها «اضافه اشراقیه» نامیده میشود- اینطور نیست. اضافههای مقولیه که نسب و اضافاتی است که اغلب فرنگیها هم مقصودشان همانهاست، آنها عرضیاند، ولی حقیقت امر در مورد آنچه که «اضافه اشراقیه» نامیده میشود که همان اضافات وجودیه است عین همین مطلب است.