مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - تجزیه و تحلیل مفهوم « مشتق »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥١٣
معنی ذی وجود باشد؛ ما نیز به این معنا میگوییم که وجود موجود نیست، یعنی وجود ذی وجود نیست. اکنون استدلال شما را مورد بررسی قرار میدهیم: شما گفتید اگر وجود موجود باشد یعنی ذی وجود است؛ حالا که ذی وجود نیست پس باید ذی عدم باشد. میگوییم نه، اینطور نیست که اگر وجود ذی وجود نباشد پس باید ذی عدم باشد. نقیض «وجود» لا وجود است نه ذی عدم. فرق است میان «ذی عدم» و «لا وجود»؛ یعنی اگر شما از کلمه «معدوم» فقط ذی عدم میفهمید و از کلمه «موجود» فقط ذی وجود میفهمید ما میگوییم اصلا نقیض «وجود» لا وجود است و به این معنا میگوییم وجود موجود نیست یعنی ذی وجود نیست. در عین حال که گفتهایم وجود ذی وجود نیست معنایش این نیست که وجود متصف شده است به نقیض خودش؛ نه، وجود ذی وجود نیست چون خودش وجود است. اگر میگوییم «وجود» حقیقت است نه به معنای این است که «وجود» شیء ذی حقیقت است؛ چون اصلا «وجود» یعنی متن حقیقت، اصلا «وجود» یعنی حقیقت و «وجود» یعنی واقعیت. وجود ذی وجود نیست و وجود ذی واقعیت نیست، چون خود وجود یعنی واقعیت و واقعیت ذی واقعیت نیست. واقعیت خودش واقعیت است؛ این ماهیت است که عقل آن را به عنوان «چیزی دارای واقعیت» اعتبار میکند اما وجود خودش واقعیت است. پس اگر شما از کلمه «موجود» ذی وجود فهمیدهاید و این «ذی» را حتما در آن معتبر گرفتهاید ما قبول نداریم که وجود ذی واقعیت باشد.
اما حقیقت این است که معنی «موجود» ذی وجود نیست، که این همان بحث معروف مشتق را به میان میآورد که شما چگونه از کلمه «موجود» ذی وجود میفهمید و یا به تعبیر دیگر- که اصولیون میگویند- «ذات ثبت له الوجود» میفهمید؟ شما از کجا مشتق را این طور تعریف و توصیف میکنید؟ اگر بپرسید پس حقیقت مسأله چیست میگوییم: مفهوم «موجود» یک معنی اعمّی است که هم شامل «ذات ثبت له الوجود» میشود و هم شامل «ذات هو الوجود». حال ببینیم چرا چنین است؟
تجزیه و تحلیل مفهوم « مشتق »
ریشه تاریخی مسأله مشتق را در درس پیش بیان کردیم و گفتیم که این مسأله از میرسید شریف شروع شده است و بعد در کلمات دوانی مقداری پرورش داده شده