مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٠ - اتحاد عاقل و معقول در مورد علم ذات به ذات
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٧٠
پس این نوع اتحاد عاقل و معقول را که شیئی جوهر ذاتش عین آگاهی باشد بوعلی هم قبول دارد. او هم معتقد است که علم نفس به ذات خودش علم حضوری است به معنی اینکه حضور نفس پیش خود، عین آگاهی است. خود حضور نفس پیش خود، همین عین آگاهی است. نفس نحوه وجودش نحوه وجودی است که خود پیش خود حاضر است.
بعد این سؤال پیش میآید که این حرف یعنی چه که میگویید نفس نحوه وجودش نحوه وجودی است که خود پیش خود حاضر است؟ هر چیزی خودش پیش خودش حاضر است؛ این اختصاص به نفس ندارد. میگویند اتفاقا اینطور نیست. تفاوت امر مادی و امر مجرد در همین است که امر مادی- یعنی امری که در مکان و زمان و حرکت قرار گرفته است- مراتبش بعضی فاقد بعضی است، یعنی خود از خود پنهان است. این کتاب برای ما حاضر است، چون با یک وجود حضوری در نفس ماست، ولی خودش برای خودش غایب است، یعنی هر ذرهاشاز ذره همسایهاش غایب است، آن هم از همسایهاش غایب است؛ خود همسایه هم که به دو قسمت «این طرف» و «آن طرف» تقسیم میشود هر قسمتی از دیگری غایب است، زیرا این وجود یک وجود متشابک به عدم است. خاصیت وجود متشابک به عدم این است که حتی خود از خود پنهان است و خود از خود غایب است و حضور خودش برای خودش به اقلّ مراتب نزول پیدا کرده است. به همین
هم به یادش نمیآمد. اگر زایل نشده بود و باقی بود چرا به یادش نمیآمد؟ جواب این است که مسأله «یاد آمدن» غیر از مسأله بودن است. «یاد آمدن» به این صورت است که در شعور ظاهر چیزی آشکار میشود. این مثل این است که الآن شما اینجا نشستهاید و به هیچکدام از معلومات و محفوظاتتان توجه ندارید ولی این معنایش این نیست که آنها نیستند؛ همه آنها هستند، همین قدر که به شما توجه بدهند و تداعی معانی پیدا بشود همه آن معلومات و محفوظات به صورت فلسفه، به صورت منطق، به صورت ریاضیات، به صورت تاریخ، به صورت داستان، به صورت شعر همه پشت سر همدیگر ظاهر میشود.
- زیاد هم اطمینان نداریم (خنده استاد و مستمعین).
استاد: آنهایی را که یاد گرفتهاید عرض کردم نه همه چیزهایی که الآن به خاطر ندارید.
عرض کردم آنهایی هم که یادتان هست الآن که اینجا نشستهاید و دارید با من حرف میزنید هیچیک از آنها نیست، انگار فراموش کردهاید، مثل فراموشی است.