مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٥ - مثال جزئی و کلی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٠٥
پاسخ اشکال اول
اشکال اول این بود که گفتید من وقتی تصور میکنم نیستی خودم را، آیا تصور کردهام نیستی خودم را یا نه؟ جواب دادید بله، تصور کردهام نیستی را. بعد گفتید پس تصور کردهام نیستی خودم را، پس من «نیست» شدم، چون این «نیستی» است که من او را تصور کردهام.
جواب میدهد به اینکه این نیستی که من تصور کردهام هم نیستی است هم نیستی نیست. نیستی است به معنی این که مفهوم نیستی است، نیستی به حمل اوّلی است. ولی نیستی نیست به معنی اینکه آن واقع نیست من نیست، آن نیستیای کهنقیض هستی من است مفهوم نیستی نیست، بلکه آن رفع هستی من از خارج است.به طریق اولی در عدم غیر هم همین حرف میآید.
پاسخ اشکال دوم
اشکال دوم این بود که تو میگویی شریک الباری ممتنع است. آیا آنچه که حکم را روی آن آوردهای و او را تصور کردهای شریک الباری است یا شریک الباری نیست؟ بله، شریک الباری است. آیا آن شریک الباری در ذهن تو وجود پیدا کرده یا وجود پیدا نکرده است؟ بله، وجود پیدا کرده است. حالا که وجود پیدا کرده است پس موجود است و حال آنکه شریک الباری ممتنع است.
جواب این است که آن شریک الباری ذهن من، هم شریک الباری است هم شریک الباری نیست. شریک الباری است به معنی اینکه مفهوم شریک الباری است و حدّ شریک الباری بر او صادق است. شریک الباری نیست به معنی اینکه مصداق شریک الباری نیست، شریک الباری به حمل شایع نیست.
آن وقت مثالهای معروف را آوردهاند و میگویند برای اینکه شما ببینید چطور یک شیء در آن واحد یک معنا بر او صدق میکند و نقیض آن معنا هم بر او صدق میکند ما برای شما مثال میآوریم که از آن مثالها خوب به مطلب توجه کنید.
مثال جزئی و کلی
یکی از آن مثالها که برای توجه به مطلب آوردهاند مثال معروف جزئی و کلی است: ما زید را تصور میکنیم، عمرو را تصور میکنیم، بکر را تصور میکنیم؛ اینها