مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - وجه استدلال برای اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٥
یعنی اینکه الآن یک حد معین ندارد زیرا شیء لغزنده حد ندارد.ودشان مثالی ذکر میکنند، میگویند اگر شما بخواهید با مداد خطیرسم کنید [١] مادامی که این دست شما در حال کشیدن خط است، آیا این طرف از خط (طرف دست راست شما که دارید خط میکشید) حدی دارد؟ نه، زیرا در جایی متوقف نمیشود. اصلا در هیچ جا نیست؛ یعنی الآن که این دست شما در حرکت است اینطور نیست که مجموع سکونات باشد که یک «آن» اینجا ایستاده است، «آن» بعد اینجا میایستد و «آن» سوم اینجا. اگر مجموع سکونات بود درست بود، ولی چون مجموع سکونات نیست بلکه یک سیلان است لذا هیچ وقت در هیچ نقطه بالفعل وجود ندارد اما در تمام نقاط میشود بودنش در آن نقطه را فرض کرد.
در اموری که حرکت اشتدادی دارند نیز همین طور است. پس نتیجه این میشود که اشیاء در حالی که حرکت میکنند ماهیت بالفعل ندارند، ماهیت ندارند مگر بالفرض، و آن ماهیت بالفرض هم غیر متناهی فرض میشود؛ یعنی چون شیء الی غیر النهایه قابل انقسام است لذا غیر متناهی ماهیت میشود برایش فرض کرد [٢].
[١]. البته خط از این جهت با حرکت فرق دارد که حرکت اگر جزء فجزء موجود میشود جزء فجزء هم معدوم میشود ولی خط یک چیزی است که وقتی آن را ایجاد میکنید باقی میماند. اما از نظر پیدایش و حدوث مثل هم هستند.[٢]. پس معنیاش این میشود که در عالم تجربه مثلا فرق بین آب و آتش یک امر انتزاعی ذهنی است و مربوط به ذات خود شیء نیست؟
استاد: نه، اگر ما شیئی را ساکن فرض کنیم و لو سکون نسبی، قابل این هست که یک ماهیت واقعی یعنی یک ماهیتی که بالفعل میشود از آن انتزاع کرد، برایش در نظر بگیریم، ولی شیء در حال حرکت نه.
- بنا به این فرض، هیچ چیزی در حال ایستایی نیست؛ همه چیز در حال حرکت است.
استاد: حالا اینکه همه چیز در حال حرکت است یک مطلب است و اینکه اشیائی که در حال حرکت هستند ماهیت بالفعل ندارند یک مطلب دیگر است.
- آن وقت آن چیزی که ما در عالم تجربه، تجربه میکنیم چه معنا دارد؟ مثلا فرق بین آب و آتش چه میشود؟